اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣٩
جواد عليه السّلام و پذيرفتن امامت وى آگاهى يافته بود، سياست جديدى براى كنترل و تحتنظر داشتن ايشان به كار بست و بدين منظور دختر خود را علىرغم سن كم آن حضرت و مخالفتهاى اطرافيانش به ازدواج او درآورد؛ چون از اين طريق مىتوانست به راحتى از اعمال و رفتار امام عليه السّلام و ارتباط و تماس شيعيان با ايشان آگاه شود. با اين حال چنانكه از برخى روايات برمىآيد، مأمون پس از آنكه مقرّ حكومتش را به بغداد منتقل كرد امام جواد عليه السّلام را نيز از مدينه به بغداد فراخواند.[١] امام عليه السّلام در اواخر عمر مأمون به مدينه بازگشته بود؛ ولى چون پس از مرگ مأمون معتصم (خلافت ٢١٨- ٢٢٧ ق) به حكومت رسيد، در همان اوايل حكمرانيش، يعنى در سال ٢٢٠ ق، امام عليه السّلام را به بغداد احضار كرد و در همين سال امام در ٢٥ سالگى در آنجا رحلت كرد[٢] و اين تقارن مىتواند شاهدى بر توطئه حكومت در شهادت آن حضرت باشد.
اين وضعيت با شدت بيشترى در زمان حكومت متوكل (٣٣٢- ٣٤٧ ق)، نسبت به امام دهم و يازدهم تكرار شد. متوكل كه از وجود ايشان در شهر مدينه بيمناك بود، در همان سال نخست حكومتش، امام هادى عليه السّلام و فرزندش را كه هنوز يك سال از عمرش نگذشته بود به پايتخت جديد عباسيان، سامرا، فراخواند[٣] و از اين پس شهر سامرا تبعيدگاه اين دو امام گرديد كه حدود ٢٧ سال تا زمان شهادت امام يازدهم، زير نظر شديد عمال حكومتى به سر بردند. در چنين موقعيتها، و با سختگيرىها و محدوديتهايى كه بر امامان و شيعيان اعمال مىشد، بهطور طبيعى ارتباطها و تماسهاى مستقيم شيعيان با امامان عليه السّلام بسيار محدود مىگرديد و امكان دسترسى و ديدار امام عليه السّلام به سختى براى ايشان ميسر
[١] - نك: جعفريان، حيات فكرى و سياسى امامان شيعه، ص ٤٧٩- ٤٨٠.
[٢] - مفيد، همان، ص ٦٣٤ و ابن صباغ، الفصول المهمه، ص ٢٧٥.
[٣] - ر. ك: كلينى، الكافى، ج ١، ص ٥٠١ و جعفريان، همان، ص ٥٠٣.