اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٣٠
كردند. كلينى به نقل از حسين بن حسن علوى مىگويد كه عبيد الله بن سليمان وزير تصميم داشت با دسيسهاى، وكيلان امام را شناسايى و دستگير كند، ليكن در همين ايام توقيعى از امام عليه السّلام رسيد كه به همه وكلا دستور داده بود تا به هيچوجه از كسى مالى را نپذيرند و نسبت به اين امر اظهار بىاطلاعى نمايند و بدين ترتيب نقشه وزير ناموفق ماند و وكيلان امام از اين خطر نجات يافتند.[١]
با تمام اين احوال تا پايان حكومت المعتمد (متوفى ٢٧٩ ق)، محمد بن عثمان از آزادى عمل بيشترى برخوردار بود، ليكن با شروع خلافت المعتضد (٢٧٩- ٢٨٩ ق) وضعيت دشوارتر شد. المعتضد مردى بىرحم و خشن بود و دوران حكومت او بهعنوان دوره سركوب و تعقيب شيعيان تلقى مىشود كه به تعبير شيخ طوسى از شمشير او خون مىچكيد. عاملان او شيعيان را تحتنظر داشتند و بازرسى دقيقى از محافل آنان به عمل مىآوردند. در سال ٢٨٢ ق به او خبر رسيد كه كمكهاى مالى از طرف محمد بن زيد، رئيس حكومت علويان در طبرستان، براى شيعيان و علويان كوفه و عراق ارسال مىگردد. او شيعيان كوفه را تحت مراقبت شديد قرار داد، ولى به دلايلى از رسيدن اين كمكها به آنان جلوگيرى نكرد.[٢] همچنين وقتى جاسوسان او از قيامى كه علويان در عراق درصدد برپايى آن بودند، آگاهى يافتند به دستور المعتضد، رهبران آنها دستگير شده، پس از شكنجههاى سخت به قتل رسيدند.[٣] علاوه بر اين المعتضد از اعتقاد شيعيان درباره وجود جانشينى براى امام يازدهم اطلاع داشت و ظاهرا خبرى مبنى بر اقامت امام دوازدهم در منزل پدرش در سامرا به او رسيده بود، از اينرو پس از دستگيرى چند تن از وكلا، دستور داد تا عدهاى از سربازان مخصوص وى از
[١] - كلينى، الكافى، ج ١، ص ٥٢٥ و طبرسى، اعلام الورى، ج ٢، ص ٢٦٦.
[٢] - مسعودى، مروج الذهب، ج ٢، ص ٦٦٣.
[٣] - همان، ص ٦٨٣ و كلينى، همان، ص ٥٢٥.