اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٢٥
جانشينى ايشان به جاى امام يازدهم تأكيد مىكرد و مىكوشيد ضمن اثبات امامت آن حضرت، مسأله غيبت را بهعنوان امرى مطرح كند كه براساس خواست و اراده الهى صورت گرفته است و سرانجام آن تعلق به اراده خداوند دارد و همچنين نيابت خود از جانب امام دوازدهم عليه السّلام را به آنان اعلام مىكرد. وى همچنين در پارهاى موارد، بر وجود جانشين امام عسكرى عليه السّلام تصريح مىنمود.
فردى از اين موارد زمانى بود كه يكى از شيعيان درباره جانشين امام عسكرى عليه السّلام از او سؤال كرد و وى در جواب، پاسخ داد:
امام عسكرى درگذشت ولى جانشينى در ميان شما گذاشت كه گردنش اين گونه (اشاره به گردن خودش) است[١].
و سپس اندازه گردن خود را نشان داد، به نشانه اينكه آن حضرت به سن رشد رسيده است. اين سخن ضمن تصريح بر وجود جانشينى براى امام يازدهم، اشاره به اين دارد كه وى آن حضرت را مشاهده كرده و با او در ارتباط است. او در جاى ديگرى نيز چنين اظهار كرده بود:
صاحب اين امر هر سال در مناسك حج شركت مىكند و مردم را مىبيند و آنها را مىشناسد درحالىكه مردم او را مىبينند ولى نمىشناسند.[٢]
او همچنين مىگفت كه امام را در كنار كعبه ديده است كه پرده كعبه را به دست گرفته، دعا مىكند تا خداوند انتقام او را از دشمنانش بستاند[٣] و بدين ترتيب مسأله ولادت و حيات امام دوازدهم را به وضوح براى شيعيان و افراد قابل اعتماد بيان مىكرد تا اضطراب و تشويش پديد آمده در اذهان شيعيان را كاهش دهد.
اما مشكل بزرگ محمد بن عثمان مسأله مدعيان دروغين نيابت و بابيّت بود.
[١] - همان، ص ٤٣٥.
[٢] - ر ك: همان، ص ٤٤٠، احاديث ٧- ١٠.
[٣] - همان.