اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٣٧
٥ سال در زندان به سر برد تا در سال ٣١٧ ق آزاد شد.[١] ابن روح در مدتى كه زندانى بود، از طريق رابطانى كه در خارج از زندان داشت به سازماندهى و اداره امور ادامه مىداد و حتى توقيعاتى از امام عليه السّلام در زندان، به دست او مىرسيد كه آنها را از طريق همين رابطان به وكيلان و شيعيان مىرسانيد. او پس از آزادى، احترام و حسن شهرت خويش را بازيافت و بسيارى از وابستگان وى به مقامات عالى دولتى منصوب شدند و حتى بسيارى از مقامات متنفذ و وزراى سابق، مانند ابن مقلّه، از آشنايى با او براى پيشرفت خود در دستگاه خلافت بهره مىگرفتند.[٢]
در مدتى كه ابن روح در زندان بسر مىبرد واقعه جديدى رخ داد و آن ظهور شلمغانى بود كه ادعاى نيابت مىكرد. محمد بن على شلمغانى در دوران نائب دوم از فقيهان نامدار شيعه محسوب مىشد و آثار متعددى در زمينه فقه و عقايد شيعه، و از جمله كتابى در مسأله غيبت نوشته بود. آثار مكتوب او قبل از انحراف اعتقاديش، مورد تأييد علما و نائب امام قرار داشت و در زمان حسين بن روح نيز از دستياران نزديك وى بود؛ اما جاهطلبىهاى او موجب انحرافش شد. وى در ميان شيعيان بنى بسطام نفوذ فوق العادهاى داشت و آنان سخنانش را مىپذيرفتند.
انحراف اعتقادى شلمغانى پيش از سال ٣١١ ق، يعنى قبل از زندانى شدن حسين بن روح آغاز گرديد. به نظر مىرسد كه او از همان ابتداى وكالت حسين بن روح داعيه رسيدن به نيابت خاصه را داشت و در اين زمان با بهرهگيرى از عدم حضور وى به طرح اين ادعا پرداخت و عقايد غلوآميزى در باب حلول ذات مقدس الهى در جسم ائمه معصومين عليهم السّلام ابراز نمود و اين امر موجب شد كه از طرف ابن روح طرد شود. با زندانى شدن حسين بن روح و عدم حضور وى، شلمغانى زمينه را براى فعاليت خود مناسب ديد. او با استفاده از اين موقعيت، خود را نائب امام
[١] - طوسى، الغيبه، ص ٢٠٠ و ذهبى، تاريخ الاسلام، ذيل حوادث سال ٣١٢ ق.
[٢] - ر ك: اقبال آشتيانى، خاندان نوبختى، ص ٢٢٠.