اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١١٣
دادن حكام محلى، كه بهطور عمده خارجى مذهب بودند، بر ناحيه وسيعى در شمال آفريقا مستولى شد.[١] دولت جديد، كه به جهت انتساب به فاطمه زهرا عليها السّلام به فاطميان مشهور گرديد، بهزودى به قدرت برتر در ناحيه شمال آفريقا تبديل شد و بازماندگان ادريسيان در مغرب اقصى (مراكش) را نيز تحت فرمان خود درآورد.
عبيد اللّه المهدى، مدعى خلافت بر جهان اسلام بود و درصدد توسعه نفوذ خود به سمت مشرق و كوتاه ساختن دست عباسيان از حكومت برآمد. پيشروى فاطميان به سوى مركز خلافت عباسى با حمله به سرزمين مصر، كه اينك تحت فرمان عمال عباسيان بود، از راه درياى مديترانه آغاز شد.[٢] جانشينان عبيد اللّه المهدى (م ٣٢٢ ق)، محمد القائم (حكومت ٣٢٢- ٣٣٤ ق) و اسماعيل المنصور (حكومت ٣٣٤- ٣٤١ ق) نيز تلاشهايى براى دستيابى بر مصر، در زمان حكومت اخشيديان بر اين سرزمين، به كار بستند كه توفيقى به همراه نداشت[٣] و تنها به سال ٣٥٨ ق، در زمان حكومت ابو تميم المعز لدين اللّه (حكومت ٣٤١- ٣٦٢ ق)، فاطميان توانستند بر مصر و سپس شام و پس از آن بر حجاز دست يابند و از اين پس تا حدود دو قرن بر بخش بزرگى از جهان اسلام حكمرانى داشتند. اوج عظمت و شكوه فاطميان در مصر، آنگاه بود كه اقدامات عمرانى و فرهنگى بسيارى در آنجا ترتيب دادند؛ احداث شهر قاهره، بناى مسجد الازهر و تأسيس كتابخانه (دار العلم) بزرگ شهر قاهره از آن جملهاند. در اين زمان، مصر مركز تبليغات اسماعيلى بود و داعيان اسماعيلى از اين ناحيه به سراسر جهان اسلام فرستاده مىشدند.
دولت فاطميان به مدت بيش از دو قرن، خطر جدى براى خلافت عباسى به
[١] - ابن اثير، همان، ص ٣١
[٢] - همان، ص ٨٤ و ١١٣.
[٣] - همان، ص ٣٢.