اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٢٧
عثمان برخاست محمد بن على بن بلال بود كه به بلالى شهرت يافت. او از راويان حديث و از وكلاى قديمى بغداد بود كه روابط نزديكى با امامان عليهم السّلام داشت،[١] با وجوداين، او نيابت نائب دوم را انكار كرد و مدعى وكالت از جانب امام دوازدهم شد و وجوهى را كه بايد به محمد بن عثمان مىداد، در نزد خود نگاه مىداشت.
ظاهرا ادعاى بلالى، انشعاب عميقترى از ماجراى ابن هلال پديد آورد و افراد زيادى طرفدار او شدند و شايد اين امر به جهت موقعيت او نسبت به ائمه عليهم السّلام و توثيقات ايشان درباره وى بود.[٢] موقعيت اجتماعى بلالى در ميان شيعيان، كه موجب گرديد ادعاى او مورد توجه عدهاى قرار گيرد، محمد بن عثمان را واداشت تا براى حل اين مشكل ترتيب ديدار او با امام عليه السّلام را بدهد، از اينرو در ملاقاتى مخفيانه، محمد بن عثمان او را با امام روبرو ساخت. در اين ديدار امام به بلالى دستور داد كه وجوهاتى را كه در نزد اوست تحويل دهد.[٣] به فاصله كوتاهى پس از اين ديدار، محمد بن عثمان به خانه بلالى رفت و در حضور جمعى از هواداران او، با وى احتجاج كرده، او را محكوم ساخت[٤] و بدين ترتيب ادعاى دروغ وى را براى پيروانش آشكار نمود. به نظر مىرسد بلالى پس از آن از ادعاى خود دست برداشت و يا لااقل بخش عمده طرفداران و هوادارانش از گرد او پراكنده شدند، زيرا در سالهاى بعدى نيابت محمد بن عثمان، ردّپايى از اين فرقه نمىيابيم، با اين حال در همان توقيعى كه بر ارتداد شلمغانى صادر گرديد، از بلالى نيز نام برده و مراتب بيزارى امام عليه السّلام از او بيان شده است.[٥]
[١] - برقى، رجال، ص ٥٧.
[٢] - طوسى، همان، ص ٥٧٩.
[٣] - همو، الغيبه، ص ٢٦.
[٤] - همان، ص ٢٦.
[٥] - طبرسى، همان، ج ٢، ص ٢٨٩ و شيرازى، همان، ص ١٩٩.