اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٨٦
شهر بغداد را، كه عمدتا به آشوبهاى مذهبى دامن مىزدند قابلتوجه بود.[١] در كنار اينان عالمان و فقيهان ديگرى ظهور كردند[٢] كه بنا به دلايل گوناگون، مكاتب فقهى آنان تحت الشعاع خط فكرى اين چهار نفر واقع شد. مكاتب چهارگانه فقهى مذكور به زودى در جهان اسلام انتشار يافته و جايگاه خود را باز كردند و تا نيمه قرن سوم هجرى كموبيش مرزبندى مشخصى بين حوزه انتشار اين مذاهب پديد آمده بود. مردم عراق بهطور عمده حنفى مذهب بودند و مذهب حنفى در اثر مجاورت با ايران، در اين حوزه نيز انتشار يافت و به تدريج به صورت مذهب عمده مردم در نواحى شرقى جهان اسلام درآمد. اما مذهب مالك كه در حجاز شكل گرفته بود راه خود را به سوى شام باز كرد و جاى مكتب اوزاعى را در آن ديار گرفت و از همين طريق به مصر و شمال آفريقا راه يافت و سرزمين اندلس را نيز دربر گرفت؛ بدين ترتيب در سرزمينهاى غربى اسلامى اكثر مسلمانان بر مذهب مالكى بودند. در همين حال مسافرت شافعى به مصر، در اواخر عمرش و اقامت در آنجا موجب شد تا انديشه فقهى او در اين سرزمين بيش از نواحى ديگر انتشار يابد. حنبليان همچنان بهطور عمده در بغداد و نواحى عراق حضور داشتند.
از نيمه قرن سوم هجرى تا نيمه قرن چهارم، فقيهان ديگرى ظهور كردند كه مكاتب فقهى جديدى عرضه داشتند. از آن جمله ابو سليمان، داوود بن على كاشانى (م ٢٧٠ ق) را مىتوان نام برد كه مبانى فقه را از شاگردان شافعى آموخته بود؛ اما شيوهاى خاص در استنباط فقهى داشت كه بر عمل به ظاهر آيات قرآنى و سنت و ردّ هرگونه تأويل و قياس استوار بود.[٣] او نخستين كسى بود كه چنين
[١] - مقدسى، احسن التقاسيم، ص ٥٤.
[٢] - از آن جمله مىتوان از قاضى ابو يوسف( ١١٤- ١٨٢ ه) از شاگردان ابو حنيفه نام برد كه در دوران مهدى و هادى عباسى منصب قضاوت داشت و در روزگار هارون بهعنوان قاضى القضات معروف شد.
[٣] - النديم، الفهرست، ص ٣٠٣.