اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٣٣
درگيرىهاى فرسايشى طولانى، قدرت خود را از دست داده بود و ديگرى، يكى از اميران تركنژاد دربار، به نام توزون بود، كه به سختى با ناصر الدوله بر سر اين منصب نزاع داشت و در نهايت وى به سال ٣٣١ ق، با شكست نيروهاى حمدانيان وارد بغداد شد و از جانب خليفه المتقى، كه هيچ اختيارى در اداره امور نداشت، به جاى ناصر الدوله به امير الامرايى منصوب گرديد[١] و دوران كوتاه امارت ناصر الدوله حمدانى به سرآمد. وى از اين پس به موصل بازگشته، در تحكيم پايههاى حكومت مستقل خود بر جزيره تلاش كرد و منصب امير الامرايى، يك چند در دست امراى تركنژاد دربارى، توزون و پس از او ابن شيرزاد، بود تا با بر آمدن آل بويه و استيلا آنان بر بغداد در سال ٣٣٤ ق، اين منصب از آن امير شيعى مذهب اين خاندان، احمد معز الدوله (م ٣٥٦ ق) گرديد. به هر تقدير اگرچه اميران شيعه مذهب نتوانستند مدت قابل توجهى بر اين مسند باقى بمانند و عملكرد چشمگيرى داشته باشند، حضور آنان در اين عرصه نشاندهنده پيشرفت و توسعه سياسى شيعيان در اين عصر مىباشد كه تا حد دستيابى به بالاترين مقامات حكومتى پيش رفتند.
ج) در مناصب ادارى و حكومتى
در عصر غيبت صغرى باتوجه به موقعيت سياسىاى كه براى شيعيان فراهم شده بود، بهويژه از نيمه دوم اين عصر، كه به سبب اوضاع داخلى حكومت عباسى، اين موقعيت سياسى توسعه بيشترى يافت، شمارى از شخصيتهاى شيعه مذهب، در مناصب ادارى و حكومتى عباسيان نفوذ كرده و تصدى برخى امور را به دست گرفتند. اين امر در تغيير وضعيت عمومى شيعيان بىتأثير نبود، بهخصوص كه در بين اين شخصيتهاى متنفذ سياسى، افرادى چون نائب خاص امام دوازدهم
[١] - ابن اثير، همان، ص ٣٩٩.