اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٧٨
حكومت مىكرد قيام نموده، قدرت را به دست گرفت و به زودى بر تمامى اندلس سيطره يافت و پايتخت خود را در شهر قرطبه قرار داد و حاكمان و كارگزاران عباسى را بيرون راند. پس از مرگ عبد الرحمن (١٧٠ ق) و تا نيمه قرن سوم هجرى، چهار تن از اميران اموى بر اين سرزمين حكمرانى كردند. آخرين آنان محمد اول (حكومت ٢٣٨- ٢٧٣ ق) فرزند عبد الرحمن دوم (حكومت ٢٠٦- ٢٣٨ ق) بود كه دوران طولانى حكمرانى او با آغاز آشوبها و شورشهاى داخلى همراه بود، بهگونهاى كه دولت اموى را به ضعف شديدى كشانيد. اين وضعيت ادامه يافت تا آنكه با به قدرت رسيدن عبد الرحمن سوم (خلافت ٣٠٠- ٣٥٠ ق)، نواده امير عبد اللّه وضعيت دگرگون شد. مرگ ناگهانى رهبر شورشيان در سالهاى نخست حكومت عبد الرحمن به او فرصت داد تا اين فتنه ديرينه را فرو بنشاند و به اوضاع آشفته كشور سامان دهد، نيمقرن حكومت عبد الرحمن سوم، دوران عظمت، شكوه و آبادانى اندلس اسلامى بود. او آخرين حاكم اموى اندلس در دوره غيبت صغرى است و در دوران حكومت او اقدامات فرهنگى و علمى چشمگيرى در اندلس صورت گرفت.[١]
اغلبيان در تونس (١٨٤- ٢٩٦ ق)
مسلمانان پس از فتح سرزمين مصر در سال (٢٠ ق) مسير خود را در شمال آفريقا به سمت غرب، ناحيهاى كه آن را افريقيه و مغرب مىخواندند ادامه دادند و تا حدود سال (٩٢ ق) بر تمام اين نواحى استيلا يافتند. شهر قيروان، در كشور تونس امروزى، به دست يكى از سرداران مسلمان، عقبة بن نافع، ساخته شد و از آن پس مركز سياسى و ادارى افريقيه و مغرب گرديد و از اواخر حكومت امويان و اوايل خلافت عباسى حركتهاى تجزيه طلبانهاى در افريقيه آغاز گرديد؛ بدين
[١] - ر ك: ابن خلدون، العبر، ج ٤، ص ٨٠- ٩٠.