اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٠٧
حمايت دولتهاى مذكور و يا با قيامهايى عليه آنان، مدتى بر بعضى نواحى حكومت كردند؛ ولى در حقيقت دولت ادريسى از ميان رفته بود.[١] دولت ادريسيان تأثيرات چندى بر ناحيه مغرب گذارد، كه مهمترين آنها توسعه اسلام و نشر فرهنگ اسلامى در منطقه و آشنايى مردم آن با انديشههاى شيعى بود. حدود نيم قرن پس از انقراض ادريسيان، برخى از بازماندگان اين خاندان در اندلس قدرتى به هم رسانيده، براى مدتى كوتاه بر بعضى نواحى حكم راندند.[٢]
علويان طبرستان (٢٥٠- ٣١٦ ق)
دولت علويان، يكى از نخستين امارتهاى شيعه مذهب بود كه در نواحى طبرستان، كه تقريبا با حدود گرگان و مازندران فعلى منطبق است، تشكيل شد و شمارى از سادات علوى زيدى مذهب، در مدت بيش از نيمقرن، بر اين نواحى يا بخشى از آن حكومت كردند. حكومت طبرستان تا اوايل قرن سوم هجرى در دست واليان عباسى بود و از اين تاريخ، با قدرت يافتن طاهريان در خراسان، طبرستان نيز تحت نفوذ ايشان درآمد.[٣] طبرستان از همين زمان شاهد حضور برخى سادات علوى بود، كه براى فرار از عمّال عباسيان به اين ناحيه، كه به جهت ويژگىهاى جغرافيايى و اجتماعى مأمن خوبى بود، پناه مىبردند. حضور اين افراد، كه در كنار انتساب به خاندان پيامبر، به پارسايى و تقوا و عدالتخواهى شهره بودند، مردم اين ناحيه را مجذوب خويش ساخته و سبب مىشد تا در امور اجتماعى بدانها روى آورند. عامل ديگر گرايش مردم طبرستان به علويان، دشمنى مشترك آنان با عباسيان بود؛ علويان حكومت عباسى را غاصبانه و
[١] - همان، ص ٣٢- ٣٣.
[٢] - دولت بنى حمود يا حموديان در قرطبه( ٤٠٧- ٤١٣ ق)، در مالقه( ٤٠٧- ٤٤٩ ق) و در جزيرة الخضراء( ٤٣١- ٤٥٠ ق) حكومت كردند.
[٣] - طبرى، همان، ج ٧، ص ١٩٨.