اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٧٣
كشتار مخالفان دست زد.[١]
اين وضعيت نابسامان تا پايان خلافت المقتدر ادامه يافت و دوران حكومت او دورانى پر آشوب و آشفته بود و به گفته ابن طقطقى، به سبب كم بودن سن المقتدر و تسلط مادرش، و زنان دربار و حتى خدمتكاران بر امور حكومتى، و اشتغال او به خوشگذرانى؛ مملكت رو به ويرانى نهاد؛ خزانه بيت المال خالى شد و اختلافات بالا گرفت.[٢] در چنين شرايطى وزيران و درباريان بر سر تصاحب قدرت تلاش مىكردند تا رقيبان خود را از صحنه خارج كنند و خود را به مقامات بالاترى برسانند، از اينرو هر وزيرى كه منصوب مىشد پس از مدتى كوتاه با دسيسهها و سخنچينىهاى اطرافيان بركنار و وزيرى جديد به جاى او گمارده مىشد. بدينگونه تا پايان خلافت المقتدر، مسند وزارت ١٥ بار عوض گرديد و سيزده نفر به وزارت منصوب و از آن بركنار گشتند كه برخى براى بار دوم و سوم به اين منصب گمارده مىشدند.[٣]
بىكفايتى وزيران و عزل و نصبهاى پىدرپى آنها و نيز عدم توانايى المقتدر در اداره امور، زمينه را براى مداخله زنان دربارى در امور دولتى و حكومتى باز كرده بود. مادر المقتدر كه سيده ناميده مىشد، به زودى اداره امور را به دست گرفت و در عزل و نصب وزيران و امور قضايى و رسيدگى به نظام دخالت مىنمود.[٤] ضعف المقتدر در اداره حكومت به جايى رسيد كه برخى از درباريان عليه او توطئه كرده و قصد بركنارى او را داشتند. او يك بار توانست با كمك هوادارانش بر مخالفان پيروز شود؛ اما پس از چندى در نبردى با مخالفانش به قتل
[١] - ابن اثير، الكامل، ج ٦، ص ٤٦٢.
[٢] - ابن طقطقى، الفخرى، ص ٢٥٦.
[٣] - مسعودى، همان، ج ٢، ص ٦٩٠.
[٤] - قرطبى، صلة تاريخ الطبرى، ص ٥٠.