اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٣٦
در همين زمان دو تن از خاندان بنى جراح، كه اعضاى اين خاندان، پيوسته با بنى فرات در نزاع و ستيز بودند، به نامهاى محمد بن داوود و على بن عيسى (وى چندينبار مقام وزارت را به دست آورد و جاى بنى فرات را گرفت)، در اين ديوان زير نظر وى كار مىكردند. ابو العباس در دوران رياست ديوان خراج، به سبب دقت در محاسبه درآمد شهرها و كشف برخى سوءاستفادههاى كارگزاران دولتى، و مهارت خاصش در امور مالى، دشمنان بسيارى بر ضد خود برانگيخت.[١] وثاقت و اطمينان خليفه المعتضد به وى در امور مالى به حدى رسيد كه حتى امور مالى مربوط به وزير را نيز زير نظر وى قرار داد[٢] و پس از مرگ عبيد اللّه بن سليمان وزير، در سال ٢٨٨ ق، قصد داشت منصب وزارت را به او دهد؛ اما مخالفت برخى از درباريان، وى را از اين كار منصرف ساخت.[٣] چهبسا علت اين مخالفتها تشيع وى بود. در همين زمان برخى ديگر از رقيبان دربارى وى با سعايت نزد خليفه، در صدد بودند تا وى را از منصب مهم خود بركنار و زندانى كنند كه در اين امر توفيقى نيافتند. ابن فرات، علىرغم اتهاماتى كه درباره سوءاستفادههاى مالى به وى نسبت مىدادند، همچنان در كار محاسبات مالى دقيق و سختگير بود و از امضا سند اقطاعات بىجايى كه خليفه، وزير و امراء به اطرافيان خود مىدادند، خوددارى مىكرد و همواره بيمناك بود كه اين بخششها سبب كاهش درآمد دولت و تأخير در پرداخت مقررى سپاه و بروز آشوب شود. او حتى از امضاى سند زمينى كه خليفه به يكى از كنيزان خود بخشيده بود سرباز زد.[٤] در ايام او درآمد دولت فزونى يافت و كاردانى و جديت او و سختگيرى در امور مالى
[١] - همان، ص ١٩١- ١٩٣.
[٢] - همان، ص ٢٠٧.
[٣] - ابن كثير، البداية و النهايه، ج ١١، ص ٩١.
[٤] - صابى، همان، ص ١٩٩- ٢٠٢.