اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٤٦
شده غالبا در اختيار علما و خاندانهاى علمى بود و مبناى تأليفات و تصنيفاتى قرار مىگرفت كه در عصر جديد، يعنى دوران غيبت به رشته تحرير درمىآمد.
در دوران حضور ائمه عليهم السّلام بهطور طبيعى مرجع اصلى و نخستين شيعيان در مسائل علمى و دينى امامان معصوم عليهم السّلام بودند. شيعيان به طرق گوناگون در نواحى مختلف با ائمه عليهم السّلام تماس داشته، مسائل خود را مىپرسيدند. در همين حال علما و محدثان، علوم اهل بيت را فراگرفته، آنها را به ديگران مىآموختند و بدين ترتيب اين علوم در بلاد مختلف انتشار مىيافت و براى آنانىكه دسترسى به امام برايشان ميسر نبود، مرجع علمى، همين علما و محدثان و راويان اخبار بودند. با شكل گرفتن نهاد وكالت، وكيلان ائمه عليهم السّلام در شهرهاى دور و نزديك محل رجوع مردم و رفع و حل مسائل و مشكلات علمى آنان به شمار مىرفتند. آنان در واقع، رابطان ميان مردم و ائمه عليهم السّلام بودند كه فاصله ميان ايندو قشر را كوتاه مىكردند؛ اما آغاز غيبت صغرى وضعيت را دگرگون ساخت. عدم حضور امام را كه ركن اصلى شيعيان و تكيهگاه آنان در مسائل علمى محسوب مىشد، مىتوان بحرانى در بعد علمى و فرهنگى جامعه شيعه تلقى كرد. طبيعى بود كه روبرو شدن با اين بحران، پيامدهاى دشوارى را به همراه داشت و از اينرو تأسيس نظام نيابت، حركتى در جهت كاهش صدمات حاصل از اين بحران بود. نائبان خاص امام عليه السّلام، كه از افراد برجسته و اصحاب ائمه و كسانى انتخاب مىشدند كه سالها با ايشان ارتباط داشتند، اينك معتبرترين مصدر علمى حاضر را تشكيل مىدادند؛ زيرا آنان تنها راه ارتباط با امام عليه السّلام بودند. در واقع يكى از شئون مهم نائبان خاص، حل همين مشكلات و مسائل مستحدثه بود. آنها در مسائل كلامى و اعتقادى در اين عصر، كه امكان دسترسى به امام معصوم براى همگان ميسر نبود، مرجع تعيين حقانيت و بازدارنده از انحرافات بودند؛ بهعنوان مثال زمانىكه شيعيان از محمد بن عثمان عمرى، نائب دوم امام عليه السّلام درباره گفتار مفوّضه و عقايد آنها استفسار