اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٣١
حمدانيان مواجه گرديد كه همانند او مدعى مقام امير الامرايى بودند.
نزاع بريديان با خليفه و امير الامراء از يك سو و با حمدانيان از سوى ديگر قدرت آنان را به تحليل برد و اختلافات داخلى ميان آنان را برانگيخت. ابو عبد اللّه بريدى در سال ٣٣٢ ق، پس از درگيرىهاى سخت با برادرانش درگذشت.[١] حضور او در عرصه وزارت، تأثير مثبت و سازندهاى بر وضعيت شيعيان و جامعه شيعه نداشت. وضعيت سياسى آشفته اين دوران و درگيرى و نزاعهاى مستمر ميان اميران دربارى، زمينه هرگونه فعاليت مفيد و سازنده را از وى سلب كرده بود.
از سوى ديگر دليل و مدركى دال بر ارتباط وى و ساير خاندان بريدى با نائبان و وكيلان امام دوازدهم، يا عالمان و بزرگان شيعه در دست نيست و اين امر، اين نكته را تقويت مىكند كه عملكرد سياسى وى و خاندانش تأثيرى در بهبود اوضاع سياسى و اجتماعى شيعيان نداشت.
ب) در منصب امير الامرايى
امير الامرايى بالاترين منصب دولتى و حكومتى در دستگاه خلافت عباسى بود كه بر كار همه مقامات و نهادهاى دولتى، اشراف و نظارت داشت. تأسيس اين منصب به دوران خلافت الراضى باللّه (خلافت ٣٢٢- ٣٢٩ ق) مىرسد. او در سال ٣٢٤ ق، محمد بن رائق را به اين منصب گمارد و اداره تمامى امور مالى و ادارى و نظامى كشور و تعيين عاملان و ديوانيان را در حوزه اختيارات وى قرار داد و از آن پس نام ابن رائق، در كنار نام خليفه در خطبهها ذكر مىشد.[٢] بدين ترتيب امير الامراء همه امور را به دست گرفت و تا حد زيادى مقام وزارت را تحت الشعاع قرار داد و از وزارت جز نامى باقى نماند.[٣] تأسيس اين منصب جديد، به منظور
[١] - مسكويه، همان، ج ٢، ص ٨ و ابن اثير، همان، ص ٤٠٩.
[٢] - مسكويه، همان، ج ١، ص ٣٥١.
[٣] - ابن طقطقى، الفخرى، ص ٣٨٣ و ابن خلدون، العبر، ج ٣، ص ٨٣٩.