اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٧٠
مبلغانى- داعيانى- داشتند كه مردم را به پذيرش مذهب خود فرامىخواندند و در اين زمان كار داعيان قرمطى در عراق بالا گرفته بود. مركز اصلى قرمطيان در عراق شهر واسط و كوفه بود و اولين حركت رسمى و علنى آنان در سال ٢٧٧ ق صورت گرفت.
المعتمد عباسى در سال ٢٧٩ ق درگذشت. طبرى علت مرگ او را زيادهروى در ميگسارى ذكر كرده است.[١] اندكى پيش از مرگ او درباريان پسرش جعفر المفوض را از ولىعهدى عزل كرده و ابو العباس، پسر الموفق را به ولىعهدى برگزيده بودند و اينك با او بهعنوان خلافت و با لقب المعتضد بيعت كردند.
دوران حكومت المعتضد (٢٧٩- ٢٨٩ ق) سختىها و مشكلات دوران معتمد را نداشت با اين حال در ايام او نيز شورشها و جنگهاى چندى صورت گرفت.
در اولين سال حكومت معتضد، رافع بن ليث در رى طغيان كرد كه توسط سپاهيان عباسى سركوب شد[٢] و اندكى بعد يكى از همراهان صاحب الزنج به نام محمد بن سهل دستگير شد كه براى يكى از علويان بيعت مىگرفت و چون از همكارى با معتضد امتناع كرد او را به طرز فجيعى به قتل رساندند.[٣] شورشى نيز توسط خوارج و به رهبرى هارون خارجى در موصل به سال ٢٨٣ ق برپا شد كه سركوب گرديد.[٤] اما از وقايع مهم اين دوران، بالا گرفتن كار قرمطيان بود؛ يكى از داعيان قرمطى به نام ابو سعيد جنابى كه در بحرين فعاليت مىكرد و توانسته بود پيروان زيادى بيابد، در سال ٢٨٦ ق در بحرين دست به شورش زد و بر اين ناحيه تسلط يافت و تا قطيف در ميانه راه بحرين و بصره پيش آمد[٥] و معتضد سالهاى آخر عمرش را در درگيرىهاى مداوم با آنها گذرانيد.[٦] شورش قرمطيان از آن
[١] - همان، ص ١٦٤.
[٢] - همان، ص ١٦٥ و مسعودى، همان، ج ٤، ص ٢٤٣.
[٣] - طبرى، همان، ص ١٦٦ و مسعودى، همان، ص ٢٤٤.
[٤] - طبرى، همان، ص ١٧٣ و مسعودى، همان، ص ٢٦٥.
[٥] - طبرى، همان، ص ١٩٦ و مسعودى، همان، ص ٢٦٥.
[٦] - ر. ك: طبرى، همان، ص ١٩٩ و ٢٠٦.