اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٨٨
هرچند اين مذهب چندان موردتوجه قرار نگرفت و با مرگ او به فراموشى سپرده شد.
در همين زمان فقيهان بزرگى از مذاهب چهارگانه بهويژه در فقه مالكى و بهطور عمده در اندلس، كه اينك از مراكز مهم اين مذهب بود، ظهور كردند كه از آن جمله نامهاى ابو الوليد باجى، ابو الوليد بن رشد، ابن عاصم و منذر بن سعد شايسته ياد كردند.[١]
٢. فرقههاى كلامى و فلسفى
در كنار مذاهب فقهى كه بايد آنها را مكاتب نقلى دانست مكاتب عقلگرا، كلام و فلسفه، در حوزههاى مختلف ممالك اسلامى فعاليت داشتند. كلام در بين اهل سنت با ظهور معتزليان پديد آمد كه ايشان را پيروان و اصل بن عطا، يكى از شاگردان قديم حسن بصرى دانستهاند و عنوان معتزله، گرفته شده از مصدر اعتزال به سبب روىگردانى او از حضور در درس استادش، به اين طايفه داده شد.
معتزليان، جبهه مقابل سنتگرايان اهل حديث بودند و عقيده داشتند در شناخت دين و اصول آن علاوه بر نقل آيات و روايات از عنصر عقل و خرد نيز بايستى بهره گرفت. معتزليان تأثير بسزايى در تكوين و تكّون علم كلام داشتند و مبدع نظرياتى بودند كه با انديشههاى اهل حديث تعارض داشت. از مشهورترين متكلمان معتزلى، ابو الهذيل علاف (م ٢٣٥ ق) بود كه نظريات مشهورى در كلام داشته، پيروانش به هذيله شناخته مىشدند. از شاگردان برجسته او، ابو عمرو جاحظ (م ٢٥٥ ق) بود كه طايفهاى نيز به او منتسب هستند. اما از چهرههاى شاخص كلامى در نيمه دوم قرن سوم بايد از ابو الحسين، عبد الرحيم خياط نام برد كه در اوايل قرن چهارم درگذشت و طايفه خياطيه بدو منسوبند. او در يكى از كتابهايش به رد آراى ابن راوندى، متكلم مشهور برآمد. اين كتاب حاكى از دانش گسترده و دقت ژرف او در مباحث كلامى است. يكى از شاگردان او به نام
[١] - المقرى، نفح الطيب، ج ٢، ص ٦٩ و ١٠٣ و ١٤٠