اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣٠
مدتى از ميان قومش غايب شد و در اين مدت بنى اسرائيل در حيرت و سرگردانى و رنج بسيار بسر مىبردند.[١] چنين غيبتهايى براى حضرت يونس، يوسف و برخى ديگر از پيامبران نيز ذكر شده است.[٢] اين روايات درصدد بيان اين هستند كه غيبت، يكى از سنتهاى الهى در ميان انبياء و اوصياى ايشان بهعنوان عملكردى تنبيهى و هشداردهنده براى امتها و اقوام ايشان بوده تا از غفلت درآيند، و در اغلب امتهاى گذشته محقق شده است و وقوع آن در امت خاتم الانبياء نيز نبايد دور از انتظار و امرى نوظهور تلقى شود. نقل اين گونه روايات، بابى را در احاديث امامان: پديد آورده كه در آن غيبت مهدى عليه السّلام به غيبت اين پيامبران تشبيه و در راستاى همان سنتهاى الهى برشمرده شده است.[٣]
بدينگونه امامان عليهم السّلام با سخنان و بيانات فراوان خود درباره مسأله غيبت تلاش مىكردند تا زمينه فكرى مناسبى در اين موضوع براى شيعيان فراهم سازند و با آگاهى دادن به شيعيان و اصحاب خاص خود در كنار سيره عملى كه در اين زمينه داشتند، آنان را براى درك دوران غيبت آماده كرده و با راهنمايىها و ارشادات خودآگاهى لازم و راهكارهاى مفيدى را در اختيار ايشان قرار دهند تا آنان را براى جلوگيرى و مقابله با پيامدها و مشكلاتى كه بالطبع غيبت امام به همراه داشت، آماده سازند.
٢. الف) انديشه غيبت در فرقههاى شيعى و اسلامى
فراوانى رواياتى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله درباره غيبت مهدى عليه السّلام نقل شده بود و آگاهىهايى كه از طرف امامان صورت گرفته بود، به زودى مسأله غيبت را در نزد
[١] - همان، ص ٣٤٠.
[٢] - همان، ص ٣٢٧.
[٣] - ر. ك: همان، ص ٣٨٤ و ١٥٢.