اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٠٢
بيان ديدارى كه با امام عليه السّلام داشت مىگويد: «گفتم: مولاى من! آيا پس از اين شما را نمىبينم؟ او فرمود: هرگاه خدا بخواهد.[١]»
پيداست كه امام عليه السّلام امكان ديدار با خود را نفى نكرده بلكه آن را به خواست و اراده خداوند منوط ساخته است. باتوجه به شواهد و قرائن، به نظر مىرسد كه بيشتر اين ديدارها در نيمه نخستين عصر غيبت صغرى صورت گرفته است؛ تقريبا زمانىكه مىبايست موقعيت نائبان خاص و وكيلان امام عليه السّلام در ميان شيعيان كاملا تثبيت مىشد و آگاهى عمومى كافى درباره مسأله امامت و عملكرد نائبان خاص پديد مىآمد.
ارتباطهاى مكاتباتى
امام عليه السّلام علاوه بر ارتباطهاى مستقيم مذكور، از طريق ارسال نامههايى نيز با شيعيان در ارتباط بود. اين نامهها از طريق نائبان خاص و وكيلان يا فرستادگان امام عليه السّلام به دست افراد موردنظر مىرسيد. محتواى نامهها تقريبا دربردارنده همان نكاتى بود كه امام عليه السّلام در ديدارهاى خود با شيعيان بيان مىفرمود؛ افزون بر اينكه در نامههاى امام عليه السّلام كه به دست شيعيان مىرسيد، درباره اموالى كه به ناحيه مقدسه مىفرستادند و كيفيت و كميت آنها، مطالبى تذكر داده مىشد.[٢] همچنين نامههايى به دست وكيلان و افراد مورد اعتماد مىرسيد كه آنها را از اوضاع سياسى و گاه خطراتى كه آنان را تهديد مىكرد، آگاه مىساخت، از جمله زمانىكه عبيد الله بن سليمان وزير، تصميم گرفته بود تا وكلاى امام در بغداد را دستگير كند و براى اين كار حيلهاى انديشيده بود، نامهاى به دست بعضى از وكيلان رسيد كه آنها را از گرفتن اموال از شيعيان و مراجعهكنندگان و اظهار اينكه وكيل امام هستند، منع كرده بود.[٣] بار ديگر وقتى خليفه المعتمد عباسى درصدد برآمد تا بر
[١] - همان، ص ٤٤٤.
[٢] - همان، ص ٤٩٨ و ٤٩٩ و كلينى، همان، ص ٤٦١- ٤٦٢.
[٣] - كلينى، همان، ص ٤٦٦.