اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٤٥
در خوزستان افزايش يافت. او تلاش مىكرد با جلب حمايت جناحهاى سياسى مختلف، از آنها در مقابله با رقيبان خود و كسب امتيازات سياسى بيشتر سود ببرد، از اينرو گاه با امراى آل بويه در فارس عليه عمال خليفه همدست مىشد و گاه با امير الامراء براى دفع رقيبان خود در منطقه همپيمان مىگرديد. تلاشهاى او براى رسيدن به وزارت ثمر بخشيد؛ ولى منصب امير الامرايى مدعيان پرقدرتترى داشت كه اجازه ورود او را به اين عرصه نمىدادند. نزاعهاى مستمر وى با جناحهاى مختلف سياسى، قدرت وى را به تحليل برد و اختلافات داخلى بين او و برادرانش را برانگيخت. او در سال ٣٢٢ ق، برادرش ابو يوسف را كه قصد توطئه عليه او داشت به قتل رسانيد.[١] خود او نيز عمر زيادى نكرد و چندى بعد در همين سال از دنيا رفت.
برادران ديگر ابو عبد اللّه بريدى اهميت و نقش سياسى وى را نداشتند؛ ولى از عوامل مهم تحولات سياسى اين دوران بودند كه در مواضع بسيار در كنار برادر خود فعاليت مىكردند. در همان زمانىكه ابو عبد اللّه عهدهدار املاك خليفه در خوزستان بود (سال ٣١٥ ق)، ابو يوسف بريدى مأمور گردآورى ماليات برخى روستاهاى اهواز بود[٢] و در زمان وزارت ابن مقله اداره املاك خاصه خليفه در اهواز، يعنى منصب برادرش به وى واگذار گرديد.[٣] وى در آغاز سال ٣٢٠ ق عهدهدار بصره و توابع آن شد.[٤] در دوران گرفتارى برادرش ابو عبد اللّه، وى و برادر ديگرش ابو الحسين نيز زندانى شدند. از اين پس او همهجا در كنار برادرش ابو عبد اللّه فعاليت مىكرد و براى دست يافتن به مناصب و موقعيتهاى برتر تلاش مىنمود؛ اما اين وضعيت ادامه نيافت و با ضعف تدريجى ابو عبد اللّه بريدى، ابو يوسف وجاهت بيشترى در بين هواداران بريديان پيدا كرد، بهگونهاى كه حتى
[١] - مسكويه، همان، ج ٢، ص ٥٨ و ابن اثير، همان، ص ٤٠٩.
[٢] - مسكويه، همان، ج ١، ص ١٥٢ و ابن اثير، همان، ص ١٨٥.
[٣] - ابن اثير، همان، ص ١٨٥.
[٤] - همان، ص ٢٣٨.