اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٠٣
تصريح مىكردند.[١] آنان همچنين مىبايست وجود نظام نيابت و وكالت را، كه هدف آن هدايت و رهبرى جامعه شيعه از طريق برقرارى ارتباط ميان آن و امام غايب بود، مخفى نگاه دارند تا از هرگونه سوءظن حكومت نسبت به شيعيان جلوگيرى به عمل آورند. اين امر با هدايتها و راهنمايىهاى به موقع امام عليه السّلام محقق مىشد. بديهى است كه در چنين موقعيتى، هر حركت سياسى مخالف با سياست عباسيان، مىتوانست براى حفظ و ثبات جامعه شيعه خطرآفرين باشد و اين امرى بود كه پيشوايان دين از آن پرهيز مىكردند. اين وضعيت دست كم تا نيمه عصر غيبت صغرى، يعنى پايان قرن سوم هجرى كه همزمان با درگذشت نائب دوم بود، ادامه يافت. در اين زمان به سبب اوضاع حاكم بر دولت عباسى و آشفتگى مستولى بر آن، دگرگونى در فعاليتهاى سياسى شيعيان بهوجود آمد. اين دگرگونى، بهطور بارز در حضور فعال و چشمگير شمارى از شخصيتهاى متنفذ شيعه در عرصههاى ادارى و حكومتى دولت عباسى، و به دست گرفتن مناصب حساس و مشاغل دولتى جلوه كرد و حتى در ميان اينان، شخصيتى چون نائب سوم امام دوازدهم به چشم مىخورد. اين امر، اگرچه ثمرات مفيد و سودمندى براى جامعه شيعه دربر داشت؛ اما گاه مشكلات و پيامدهاى ناگوارى نيز به همراه مىآورد. از همين زمانها است كه اولين تحركات جدى شيعيان امامى، براى دستيابى به قدرت بيشتر و برتر، و در نهايت برپايى حكومتى مستقل از دولت عباسى آغاز مىشود. هرچند در خصوص اين اقدامات سياسى، نمىتوان هيچ مدركى مبنى بر ارتباط رهبران آنها با امام دوازدهم، و يا نائبان آن حضرت كه دليلى بر تأييد اين فعاليتهاى آنان باشد، يافت.
جدا از جامعه شيعه امامى، كه در عصر غيبت صغرى داراى فعاليتهاى
[١] - در اينباره نگاه كنيد به: همين كتاب، فصل اول، مهدى از ولادت تا غيبت.