اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢١٤
خود به يكى از اين موارد اشاره مىكند. او مىگويد:
خبرچينهاى عبيد الله بن سليمان وزير، به او خبر دادند كه امام عليه السّلام وكيلانى دارد كه اموال شيعيان در نزد آنها جمع مىشود. خبرچينها نام وكيلان، در نواحى مختلف را نيز به او اعلام كردند و وزير تصميم گرفت آنها را دستگير كند؛ اما اطرافيان وزير او را از اين كار بازداشتند و پيشنهاد نمودند تا افراد ناشناسى را همراه با اموالى به نزد ايشان بفرستد و هركدام از آنها كه اموال را پذيرفت او را دستگير كنند. اين خبر پيش از آنكه به وكيلان امام برسد، فرمانى از امام عليه السّلام صادر شد كه از هيچكس مالى را نستانند و در اينباره اظهار بىاطلاعى كنند؛ اما وكلا علت اين امر را ندانستند. روزى مردى ناشناس نزد محمد بن احمد بن جعفر قطّان آمد[١] و گفت: من مالى دارم و مىخواهم آن را به امام برسانم. محمد گفت: اشتباه كردى، من چيزى در اينباره نمىدانم. او پيوسته اصرار مىورزيد و محمد اظهار بىاطلاعى مىنمود [در ديدار با ديگر وكيلان نيز]. جاسوسهاى وزير تلاش بسيارى به كار بستند؛ اما وكلا به واسطه فرمان امام امتناع و انكار مىكردند؛ بدين ترتيب به يك نفر از وكيلان هم دست نيافتند و حيله آنان كارگر نشد.[٢]
واقعه ديگرى را على بن محمد نقل مىكند. او مىگويد:
فرمانى از امام عليه السّلام صادر گرديد كه براساس آن، زيارت قبور امام كاظم و امام جواد عليه السّلام و زيارت كربلا نهى شده بود و ما علت آن را ندانستيم. پس از يك ماه وزير، [يكى از شيعيان، به نام] باقطانى را احضار نمود و به او گفت: به نزد بنى فرات و خاندان برسى برو و به ايشان بگو قبور قريش [امام كاظم و امام جواد عليهما السّلام] را زيارت نكنند، زيرا خليفه دستور داده هر كس به زيارت آنها برود شناسايى و دستگير شود.[٣]
[١] - وى از وكيلان و دستياران سرشناس در عصر دو نائب اول بود.
[٢] - كلينى، همان، ص ٤٤٠ و طبرسى، اعلام الورى، ج ٢، ص ٢٦٧.
[٣] - كلينى، همان، ص ٤٤١ و مفيد، الارشاد، ج ٢، ص ٣٦٧.