اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٧٧
اصفهانى نيز به يكى از محلات اشاره مىكند كه به ترتيب شيعيان در آن اذان گفته مىشد و عبارات عجيبى را در آن بازگو مىكردند كه موجب شگفتىاش شده بود، بهگونهاى كه از شنيدن آنها استغفار كرده است.[١]
درباره وجود چنين محلههاى شيعهنشين، در ديگر شهرها اخبارى در دست نيست؛ ولى باتوجه به شرايط اجتماعى آن دوران و براساس پارهاى شواهد مىتوان گفت كه در اين شهرها نيز شيعيان در محلههايى معين و جداگانه زندگى مىكردند، شواهدى مثل دستهبندىهاى شيعيان و غير شيعيان، كه بهعنوان مثال در فارس به دو دسته مروشىها و فضلىها تقسيم مىشدند.
ب) جايگاه اجتماعى
اختلافات مذهبى موجود در جوامع اسلامى، همواره موجب پيدايش تضادهاى اجتماعى بين اقشار مردمى موجود در يك جامعه مىشد كه گاه در ابعاد مختلف زندگى آنان بروز مىكرد. اين امر بهخصوص درباره اقشارى كه در اقليّت قرار داشتند، شدت بيشترى مىيافت و اغلب اين طبقات، به سبب دخالت قشر اكثريت، از بسيارى از مزايا و امتيازات اجتماعى محروم مىشدند. وضعيت اجتماعى شيعيان در اين عصر، در بسيارى از شهرهاى اسلامى اينگونه بود و آنان تحت فشارها و تهديدهاى مخالفان مذهبى خود اغلب در شرايط دشوارى به سر مىبردند و از بسيارى از حقوق اجتماعى محروم بودند؛ از جمله در انجام مراسم مذهبى خود چون برپايى عزادارى براى سيد الشهداء عليه السّلام آزاد نبودند، مگر آنكه از حاكم شهر اجازه مىگرفتند و يا به ناچار به صورت مخفيانه انجام مىدادند و اين در حالى بود كه در اين مراسم تنها به ذكر مرثيهها و مصيبتهاى امام حسين عليه السّلام و اهل بيت عليهم السّلام بسنده مىشد و در آنها هيچ تعرض و بدگويى به خلفا و
[١] - تنوخى، نشوار المحاضره، ج ٢، ص ٦٨.