اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢١٨
از حس جاهطلبى او بود.[١] با رحلت حضرت عسكرى عليه السّلام، جعفر كه قصد دست يابى به نظام و موقعيت برادر را داشت، خود را وصى و همهكاره آن حضرت جلوه داد. او بهعنوان صاحبعزا بر در خانه امام مىايستاد و شيعيان كه به منزل امام مىآمدند به او تسليت مىگفتند. زمانىكه كار غسل و كفن امام كه بهطور ظاهرى توسط عثمان بن سعيد صورت گرفت، پايان يافت، جعفر خود را آماده خواندن نماز بر جنازه امام عليه السّلام كرد؛ ولى هنگامى كه خواست تكبير بگويد، ناگهان امام مهدى عليه السّلام از يكى از اتاقهاى خانه خارج شد و جعفر را به كنارى راند و فرمود:
عمو جان، من به نماز خواندن بر پدرم اولى و سزاوارترم.[٢]
بدين ترتيب اولين اقدام جعفر براى رسيدن به هدف ناموفق ماند. او بار ديگر براى رسيدن به خواستهاش به دستگاه حكومتى متوسل شد. جعفر در ديدارى كه با عبيد اللّه بن خاقان، وزير خليفه ترتيب داد، به او پيشنهاد كرد كه چنانچه او را به جاى برادرش زعيم و رهبر شيعيان كند، سالى بيست هزار دينار به حكومت خواهد داد؛ اما عبيد اللّه با برخوردى تحقيرآميز به او گفت كه خليفه شمشير را بر روى پدر و برادر او و شيعيان آنها كشيده و او اگر واقعا در نزد شيعيان امام است نيازى به حمايت سلطان نخواهد داشت.[٣] جعفر كه نتوانسته بود به خواسته خود برسد، درصدد توطئه عليه امام عليه السّلام برآمد و درپى موقعيت مناسبى بود. زمانىكه شيعيان قم، بىاطلاع از رحلت امام عليه السّلام به سامرا آمدند و از دادن اموال به او خوددارى كردند و آنها را به وكيل امام دوازدهم دادند، جعفر فرصت را غنيمت شمرد و اين خبر را به دربار رسانيد و آنها را تحريك نمود تا جستجو و تفتيش را
[١] - همان، ص ٢٤٦.
[٢] - صدوق، كمال الدين، ص ٤٧٥.
[٣] - مفيد، الارشاد، ص ٣٢٠.