اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣٠١
دربار عباسيان بهگونهاى بود كه برخى مرتبه او را پس از وزير مىدانستند.
ابو سهل در برخى ولايات از طرف رؤساى ديوانها، پستهاى ادارى داشت، به خصوص در ايام خلافت المقتدر (٢٩٥- ٣٢٠ ق) و وزارت ابن فرات، كه مناصب دولتى به وى واگذار شده بود.[١]
ابو سهل كه در اين زمان، باتوجه به تقيه شديد حسين بن روح، نائب امام عليه السّلام، رياست اماميه را عهدهدار و از موقعيت سياسى و اجتماعى ممتازى بهرهمند بود، در جهت مقابله با اين تنشهاى سياسى و مذهبى، تلاشها و خدمات شايانى ارائه داد. اقدامات او در تكميل علم كلام در مذهب شيعه، از دو جهت حائز اهميت است؛ نخست اينكه وى در خصوص اصول عقايد، بعضى از تهمتهايى را كه در باب رؤيت و تشبيه و تجسيم به متكلمان اوليه شيعه نسبت مىدادند برطرف ساخت و كتابهايى در اين امور تأليف كرد كه اين شبهات را رفع مىنمود و ديگر اينكه وى در باب مسأله امامت، كه مهمترين مسأله اختلافى بين فرق اسلامى بود، با به كارگيرى ادله عقليه در اثبات امامت، به شيوه متكلمان اهل سنت و معتزله، در مقام مقابله و پاسخگويى به آنها برآمد.[٢] او در مجالس متعددى به مناظره با معتزليان و متكلمان مىپرداخت كه از آن جمله مناظرات او با ابو على جبايى در اهواز و مناظره با دانشمند و رياضيدان معروف ثابت بن قرّه است.
ابو سهل از اصحاب امام عسكرى عليه السّلام بود كه ارتباط نزديكى با آن حضرت داشت. او در خبر مفصلى كه درباره وفات امام يازدهم ذكر كرده، اظهار داشته است كه چون امام عليه السّلام بيمار شد به خدمت آن حضرت رسيد و در آن هنگام موفق به ديدار فرزند آن حضرت، امام دوازدهم، كه كودكى خردسال بود، گرديد و امام عليه السّلام
[١] - در اينباره نگاه كنيد به همين كتاب فصل سوم.
[٢] - اقبال، خاندان نوبختى، ص ١٠٤.