اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٤٣
طولانى بود كه ايشان به لقب عسكرى مشهور گرديد. اين اقدام متوكل در احضار امام هادى عليه السّلام به سامرا، همانند سياست مأمون در انتقال امام رضا عليه السّلام به مرو در خراسان بود تا بدين طريق در دورانى كه قيامهاى متعددى توسط علويان در نقاط مختلف بلاد اسلامى رهبرى مىشد، او كنترل و نظارت شديدى بر امام عليه السّلام و روابط وى با شيعيان و بنى هاشم داشته باشد. و افزون بر اينها سعى داشت از شكوه و عظمت امام در نظر مردم و جايگاه اجتماعى ايشان بكاهد و به گفته طبرسى، و سخت در تلاش بود تا شخصيت امام را نزد مردم پايين بياورد.[١] مسعودى دو نمونه از برخوردهاى متوكل را با امام هادى عليه السّلام كه به همين منظور بود، ذكر كرده است.[٢] اما متوكل در اين كارها توفيقى نيافت و از اينرو تصميم به قتل امام عليه السّلام گرفت و بدين منظور دستور داد تا او را زندانى كنند؛ ولى سه روز پس از آن به قتل رسيد.[٣] امام عسكرى عليه السّلام دوران نونهالى و رشد خود را در اين سالها گذرانيد و بهطور طبيعى شاهد سختگيرىهاى متوكل نسبت به پدرش و شيعيان بود. با مرگ متوكل، پسر او المنتصر به مدت چند ماه[٤] و سپس يكى از فرزندان معتصم با لقب المستعين (خلافت ٢٤٧- ٢٥٢ ق)[٥] و بدنبال او المعتز (خلافت ٢٥٢- ٢٥٥ ق) قدرت را به دست گرفتند.[٦] اگرچه در اين دوران خليفگان عباسى اسير
[١] - طبرسى، اعلام الورى، ص ٤٣٨.
[٢] - مسعودى، همان، ج ٤، ص ١٠- ١١.
[٣] - اربلى، كشف الغمه، ج ٢، ص ٣٩٤. او در سال ٢٤٧ ق با توطئه پسرش محمد المنتصر و با همدستى گروهى از سرداران ترك به قتل رسيد. ر. ك: يعقوبى، همان، ج ٣، ص ٢٣٠ و مسعودى، همان، ص ٣٤.
[٤] - مسعودى، ج ٤، ص ٥٠.
[٥] - المستعين بالله، احمد از نوادگان معتصم بود. يعقوبى، همان، ص ٢٣٥ و مسعودى، همان، ص ٧٧.
[٦] - المعتز بالله، ابو عبد الله زبير پسر متوكل بود. تركان او را بركنار كردند و دو روز بعد مرد.
يعقوبى، همان، ص ٢٣٧ و مسعودى، همان، ص ٩٢.