اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣٣٠
رجال
در اين عصر در زمينه رجال و شناخت راويان احاديث كتابهاى چندى نوشته شد. مهمترين آنها كتاب الرجال نوشته كلينى بود.[١] چندين كتاب از ابو بكر جعابى نيز نام برده شده است كه از همه مهمتر طبقات اصحاب الحديث مىباشد و بقيه درباره راويان حديث غدير، حديث منزلت و كسانى كه از امام على عليه السّلام روايت كردهاند، مىباشد.[٢] تنها كتاب رجالى در اين عصر، كه بخشهايى از آن به دست ما رسيده و از اينرو حائز اهميت است، كتاب الرجال ابو عمرو كشى مىباشد. نجاشى درباره آن مىگويد كه اطلاعات فراوانى دارد؛ ولى اشتباهاتش نيز زياد است.[٣] اصل اين كتاب به دست نيامده؛ ولى اصلاحشده آن به قلم شيخ طوسى و با ترتيب جديد و با نام اختيار معرفة الرجال باقى مانده است.[٤] نجاشى از اثر ديگرى به نام كتاب المحدثين نام برده كه توسط عيسى بن مهران نوشته شده بود.[٥] حمزه بن قاسم علوى نيز كتابى درباره كسانىكه از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند داشته و نجاشى آن را ستوده است.[٦] در اين زمينه بايد به كتاب الرجال حميد بن زياد كوفى (م ٣١٠ ق) واقفى مذهب هم اشاره كرد.[٧]
تاريخ
از نخستين آثار تاريخى در اين دوره، كتاب مقتل الحسين نوشته محمد بن احمد بن يحيى اشعرى است.[٨] على بن ابراهيم قمى نيز كتابى به نام مغازى داشت و كتابى
[١] - همان، ص ٢٧٧ و طوسى، همان، ص ٣٢٦.
[٢] - طوسى، همان، ص ٣١٠ و ابن داود، رجال، ص ٢٦٠.
[٣] - نجاشى، همان، ص ٣٧٢.
[٤] - طوسى، اختيار معرفة الرجال.
[٥] - نجاشى، همان، ص ٢٩٧.
[٦] - همان، ص ١٤٠
[٧] - همان، ص ١٣٢.
[٨] - همان، ص ٢٤٥.