اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢١٧
جانب عثمان بن سعيد موجب گرديد كه دستگاه حكومت يقين كند كه امام عسكرى عليه السّلام فرزندى از خود برجاى نگذاشته است. عثمان بن سعيد همين نكته را با احساس رضايت، در نامهاى به برخى از شيعيان اظهار مىدارد و مىگويد:
سلطان گمان مىكند كه ابو محمد، امام عسكرى عليه السّلام، بدون داشتن فرزندى از دنيا رفته است؛ از اينرو ما ترك او تقسيم گرديد و به كسى كه در آن هيچ حقى نداشت، داده شد و او، امام، ساكت ماند و وكيلان او فعاليتهاى آن حضرت را بدون واهمه از توقف آن به واسطه تفتيش حكومت، انجام مىدهند ...[١].
اين، نكته حائز اهميتى بود كه مىتوانست تا حدودى از جوّ اختناق و فشار بر شيعيان بكاهد. عثمان بن سعيد باتوجه به همين امر، پس از شهادت امام عسكرى عليه السّلام از سامرا كوچ كرد و به بغداد رفت. بديهى است كه او در سامرا به عنوان يك چهره شاخص شيعه شناخته مىشد، ولى بغداد شهر بزرگى بود كه از قصر حكومت عباسى در شهر سامرا فاصله داشت و عثمان به واسطه اينكه در اين شهر كمتر شناخته شده بود، با آزادى بيشترى مىتوانست به فعاليتهاى خود ادامه دهد.
مشكل ديگرى كه با شهادت امام عسكرى عليه السّلام بروز كرد جعفر برادر امام عليه السّلام بود. او از دوران جوانى و از زمان حيات پدرش حضرت هادى عليه السّلام، داراى انحرافات اخلاقى بود، بهگونهاى كه در كلمات هردو امام به آن اشاره شده است.[٢] با اين حال امام عسكرى عليه السّلام با او مدارا مىنمود و شايد اين امر نيز به جهت آگاهى
[١] - همانجا.
[٢] - ر ك: صدر، تاريخ غيبت صغرى، ص ٢٤٤- ٢٤٥. امام هادى اصحابش را از معاشرت با جعفر بازمىداشت و درباره او فرموده بود:« تجنبوا ابنى جعفر فانه بمنزلة نمرود بن نوح الذى قال الله عز و جل فيه: قال نوح\i إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي\E قال الله يا نوح\i إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ\E».