اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٨٧
نظريهاى را در فقه مطرح كرد و ازاينرو پيروانش را ظاهريه ناميدند؛ يعنى كسانى كه تنها عمل به ظاهر آيات و روايات را معتبر مىشمرند. داوود بن على تأليفات متعددى داشت و مكتب او با استقبال نسبى روبرو شد و در نواحى مختلف پيروانى يافت. از مهمترين مراكز حضور ظاهريه بايد به خراسان[١] اشاره كرد. آنان همچنين در فاس حضور چشمگيرى داشتند و در اندلس نيز انتشار قابل ملاحظهاى يافتند[٢]. فقه ظاهرى نخست به وسيله عبد الله بن محمد بن قاسم (متوفى ٢٧٢ ق) به اندلس راه يافت و در زمان حكومت امويان گسترش وسيعى پيدا كرد[٣] و حدود يك قرن بعد دانشمند بزرگ اين طايفه، على بن احمد معروف به ابن حزم اندلسى (٣٨٤- ٤٥٤ ق) در اين سرزمين ظهور كرد. او داراى تأليفات بسيارى بود كه برخى شمار آنها را بالغ بر سى و پنج كتاب دانستهاند و مهمترين آنها كتاب المحلى در فقه است.[٤]
از فقيهان بنام ديگر در اين دوره، ابو جعفر محمد بن جرير طبرى (٢٢٤- ٣١٠ ق) بود كه فقه شافعى را آموخت؛ ولى چون خود صاحب انديشه فقهى جديدى بود در اين زمينه از ديگران پيروى نمىكرد. با اين حال مكتب فقهى او را جداى از فقه شافعى ندانستهاند.[٥] طبرى داراى دانشى وسيع و تأليفات متنوعى بود. او كتابهايى در فقه، از جمله كتاب اختلاف الفقهاء را نوشت. كتاب تفسير او هم از معروفترين تفاسير است و كتاب تاريخش از معتبرترين منابع تاريخى تلقى مىشود. او همچنين داراى مكتب فقهى ويژهاى گرديد كه به، جريريه شناخته شده است؛
[١] - مقدسى، همان، ص ٨٧.
[٢] - آل على، اسلام در غرب، ص ٢٧٨.
[٣] - مقدسى، همان، ص ١٢١.
[٤] - ر. ك: ابن حزم اندلسى، جمهرة انساب العرب.
[٥] - ابن خلكان، وفيات الاعيان، ج ١، ص ٤٥٦ و حسن ابراهيم حسن، تاريخ اسلام، ج ٣، ص ٣٤٩.