اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٨٣
وشمگير، برادر و جانشين مرداويج، كه ماجراجوئى برادرش را نداشت، امراى سامانى و سرداران بويهى، متملكات زياريان را از دست آنان خارج ساخته، به قلمرو خويش افزودند و حوزه قدرت آنان و وشمگير را به طبرستان محدود ساختند.[١]
استيلاى طولانى مدت زياريان بر نواحى شيعهنشين طبرستان و تسلط كوتاه ايشان بر برخى از مهمترين مراكز فعاليت شيعيان مثل قم، كاشان و رى در اواخر غيبت صغرى شايان توجه است. نزاع آنان با علويان زيدى مذهب فقط يك خصومت سياسى بود و ظاهرا مشغوليتهاى سياسى زياريان فرصتى براى پرداختن به مقولات فرهنگى و دينى باقى نمىگذاشت.
اخشيديان (٣٢٤- ٣٥٨ ق)
محمد الاخشيد يكى از سرداران تركنژاد دربار عباسيان بود كه پدر و جدّ او از جمله اسيرانى بودند كه از ماوراء النهر به مركز خلافت فرستاده شده بودند و عنوان اخشيد را، كه لقب حاكمان ترك فرغانه در ماوراء النهر بود، خليفه بعدها به او داد. محمد پس از مدتى كه در مركز خلافت بود به مناصب لشكرى دست يافت.
او در سال ٣١٨ ق بهعنوان والى شام منصوب گرديد و در سال ٣٢١ ق حكومت مصر نيز به او سپرده شد. اخشيد باتوجه به اوضاع آشفته دستگاه خلافت، در سال ٣٢٤ ق اعلام استقلال كرد. او به زودى شام را تصرف كرد و در سال ٣٣١ ق مكّه و مدينه را نيز ضميمه قلمرو خويش ساخت؛ اما سه سال بعد (٣٣٤ ق) درگذشت[٢].
وى در طى دوران حكومتش با خلفاى عباسى روابط دوستانهاى داشت و بارها براى حمايت از آنان از جمله المقتدر، در برابر مخالفانشان اقدام نمود. در قلمرو حاكميت اخشيد، به خصوص در شام نواحى شيعهنشينى وجود داشت و شيعيانى
[١] - ر ك: فراى، همان، ص ١٨٦- ١٨٨.
[٢] - ابن اثير، همان، ص ٢١١.