اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٨٠
توجه به اوضاع پريشان حكومت المعتمد خليفه عباسى، حكومت مصر را از تابعيت خلافت بغداد خارج ساخت و در سال ٢٦٤ ق شام را نيز به قلمرو حكومت خود اضافه كرد. اين اقدام او با واكنش شديدى از جانب عباسيان روبرو شد.
الموفق برادر خليفه كه در حقيقت اداره حكومت را در اختيار داشت، تلاش زيادى براى مطيع ساختن احمد بن طولون به كار بست؛ اما توفيقى نيافت. با مرگ احمد در سال ٢٧٠ ق، پسر او، خمارويه به حكومت نشست (حكومت ٢٧٠- ٢٨٢ ق). او تلاش كرد تا به روابط خود با دولت عباسى بهبود بخشد و بدين ترتيب حكومت طولونيان بر مصر، از سوى خليفه عباسى رسميت يافت. پس از مرگ او در سال ٢٨٢ ق، سه نفر از اين خاندان بر مصر و شام حكومت كردند و انحطاط دولت طولونيان از همين زمان آغاز شد. در سال ٢٩٢ ق عباسيان با استفاده از اوضاع آشفته مصر، با اعزام سپاهى به آنجا و برچيدن بساط دولت طولونى، بار ديگر اين ناحيه را تحت حكمرانى خويش درآوردند.[١]
صفاريان (٢٥٤- ٢٩٦ ق)
يعقوب بن ليث صفار، مؤسس دولت صفارى، مردى از سيستان بود كه پس از رها كردن حرفه خود؛ رويگرى به عيارى پرداخت. به زودى عياران بر سيستان استيلا يافتند و يعقوب با گرفتن جاى رئيس عياران بر ناحيه سيستان امارت يافت و كارگزاران عباسيان و طاهريان (حاكمان خراسان) را از آنجا بيرون راند و سپس بر نواحى جنوب و شرق خراسان تاخت آورده و در نهايت در سال ٢٥٩ ق با كوتاه كردن دست طاهريان از خراسان و برچيدن امارت آنان، بر تمام نواحى شرق اسلامى حكمرانى يافت و از آن پس به معارضه با علويان در طبرستان و اميران ماوراء النهر پرداخت. بدين ترتيب يعقوب، حكومتى مستقل و پهناور را
[١] - ر ك: همان، ص ٩٤ و حسن ابراهيم حسن، تاريخ الاسلام، ج ٣، ص ١٣٣.