اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٧٤
رسيد[١] و بدين ترتيب دوران حكومت او كه سراسر ضعف و آشفتگى بود به پايان آمد.
ضعف و انحطاط مستولى بر دستگاه خلافت، زمينه را براى فعاليت بيشتر مخالفان، آشوبگران و مدعيان حكومت هموار مىساخت كه از مهمترين آنها فتنه قرمطيان بود و شكستهاى مكرر عباسيان از قرامطه و گسترش نفوذ آنها[٢]، ترس و وحشت زيادى از آنان پديد آورده بود.
خطر ديگر از جانب امراى محلى و مدعيان حكومت احساس مىشد؛ حمدانيان كه به تازگى در دستگاه حكومتى نفوذ يافته بودند باتوجه به اوضاع آشفته سياسى، در نواحى شمال عراق و بخشى از شام براى خود امارتى فراهم كردند. در همين حال اميران محلى در ايران در جنگ قدرتى شديد با يكديگر به سر مىبردند و هريك درصدد توسعه قلمرو حكومت خود، و برخى همانند زياريان، به دنبال براندازى خلافت عباسى و احياى دولتى ايرانى بودند. در اين ميان بيشترين خطرى كه خلافت عباسى را تهديد مىكرد از جانب دولت نوپاى فاطميان اسماعيلى مذهب در شمال آفريقا بود كه عقيده داشتند خلافت از آن ايشان است و عباسيان آن را غصب كردهاند، از اينرو از همان آغاز شكلگيرى دولتشان در سرزمين مغرب، تلاش خود را براى تسلط بر شرق اسلامى و بر اندازى حكومت عباسى شروع نمودند.
حملات فاطميان به نواحى شرقى در مصر و شام از سال ٣٠٢ ق آغاز گرديد و در دوران حكومت المقتدر، نيروهاى نظامى آنها بارها در سواحل مصر و شام با نيروهاى عباسى درگير شدند[٣] و اين از خوشاقبالى عباسيان بود كه حملات فاطميان به سبب مشكلات و درگيرىهاى داخلى متوقف گرديد و در غير اين
[١] - همان، ص ١٢٠- ١٢٣.
[٢] - همان، ص ٧٦، ٩٣، ٩٤، ٩٥ و ٩٦.
[٣] - ر. ك: قرطبى، همان، ص ٣٣ و بعد از آن.