اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٧١
جهت كه فرقهاى منتسب به تشيع بودند تأثير مستقيم بر وضعيت جامعه شيعه و شيعيان مىگذاشت، اگرچه ارتباطى ميان شيعيان و قرمطيان از جنبه عقيدتى و سياسى وجود نداشت؛ ولى مشكلات و دشوارىهايى از ناحيه آنان براى شيعيان پديد مىآمد بهطورى كه گاه برخى چهرههاى متنفذ شيعه به اتهام همكارى با قرمطيان زندانىشده يا به قتل مىرسيدند. با اين حال چنين به نظر مىرسد كه معتضد سياست نسبتا دوستانهترى با شيعيان و بهخصوص علويان در پيش گرفته بود و چنانكه نقل شده سختگيرى كمترى بر آنان روامىداشت و از كمكهاى مالى، كه از نواحى ديگر براى علويان بغداد و عراق مىرسيد، جلوگيرى نمىنمود.[١]
معتضد باتوجه به وضعيت آشفته داخلى و مشكلات موجود در عراق، روابط مسالمتآميزى با حكومتهاى مستقل نوپاى اسلامى برقرار ساخته بود. او همچنين با ازدواج با دختر امير طولونى مصر، سعى داشت تا روابط مصر را با مركز خلافت نزديكتر و محكمتر گرداند و دشمنىهاى دوران المعتمد را به فراموشى بسپارد[٢] و در مقابل صفاريان، كه هنوز خطر جدى براى خلافت عباسى به شمار مىرفتند به ناچار رفتار دوستانهترى در پيش گرفت و حكومت نواحى مختلف ايران را به امير صفارى سپرد و حتى در قبال زيادهخواهىهاى عمرو بن ليث، نواحى بيشترى را به او واگذار كرد.[٣] پيداست كه معتضد در برابر امير صفارى درمانده شده بود، بهطورى كه وقتى خبر اسارت عمرو بن ليث و نابودى سپاهش توسط حاكم ماوراء النهر به او رسيد به بدگويى از عمرو و ستايش امير سامانى ماوراء النهر پرداخت.[٤]
المعتضد در سال ٢٨٩ ق درگذشت و به قولى مسموم گرديد.[٥] او را در عين
[١] - طبرى، همان، ص ١٧٢ و مسعودى، همان، ص ٢٧١.
[٢] - طبرى، همان، ص ١٦٤.
[٣] - همان، ص ١٩٠.
[٤] - همان، ص ٢٠١.
[٥] - همان، ص ٢٠٧ و مسعودى، همان، ص ٢٧٨.