اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٦٩
اطاعت او برتافته و حتى گاه درصدد براندازى حكومت عباسيان برمىآمدند؛ احمد بن طولون در همان سالهاى نخستين حكومت المعتمد، امارت مصر را از پيكره دولت عباسى جدا كرد و به زودى اعلام استقلال نمود و تلاشهاى عباسيان و بهويژه الموفق، براى مطيع ساختن او بىفايده ماند. با اين حال جدا شدن حكومت مصر، خطر مهمى براى حكومت المعتمد نبود، بلكه تهديدى جدى از ناحيه امارت نوپاى يعقوب بن ليث صفار بود كه در سيستان و سپس نواحى خراسان و كرمان حكومت را به دست گرفته بود و انديشه تسلط بر تمام سرزمينهاى اسلامى و براندازى خلافت عباسى را در سر داشت و به اين منظور در سال ٢٦٢ ق، با لشكرى عظيم به سوى عراق حركت كرد. المعتمد با اينكه هنوز نتوانسته بود شورش زنگيان را سركوب كند، ناچار شد به مقابله يعقوب بشتابد. اگرچه سپاه يعقوب در اثر به كارگيرى حيله جنگى عباسيان از هم پاشيد و او ناگزير به سيستان بازگشت؛ ولى فقط خبر مرگ يعقوب در سه سال بعد (٢٦٥ ق) عباسيان را آسوده خاطر نمود. در سالهاى آخر حكومت المعتمد، كارهاى حكومتى در دست الموفق بود و شايد از اين طريق قصد داشت زمينه را براى خلافت خويش هموار سازد؛ ولى مرگ او يك سال پيش از درگذشت المعتمد مانع تحقق اين امر شد. با مرگ الموفق، سرداران سپاه و درباريان با پسر او، ابو العباس بهعنوان جانشين المفوض و خليفه بعد از او بيعت كردند.[١]
در همين ايام آشوب ديگرى در عراق آغاز شد كه تا مدتها عباسيان را با مشكلات بسيارى روبرو ساخت و آن ظهور قرمطيان، يكى از فرقههاى اسماعيليه در عراق بود. حمدان قرمط پيشواى آنان، كه اين فرقه به او منسوب است، در كوفه ظهور كرد و توانست كسانى را به سوى خود جلب كند. قرمطيان همانند ديگر اسماعيليان،
[١] - طبرى، همان، ج ٨، ص ١٥٨.