اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٦٠
مدت دو سال تحتنظر بود تا معلوم شد كه باردار نبوده و سپس رهايش كردند.[١]
اين اقدامات حكومت از دو جنبه براى آنان حائز اهميت بود؛ نخست اينكه اطمينان پيدا مىكردند امام يازدهم فرزندى از خود به جاى نگذاشته است و ديگر اينكه با احضار افراد قابل اعتماد و مشهور، و سپس اظهار اينكه فرزندى از امام باقى نمانده اذهان شيعيان را منحرف مىكردند و بدين ترتيب آنان را گرفتار سرگردانى و حيرت مىنمودند و اعتقاد آنان در باب امامت را متزلزل مىساختند.
اما عملكرد مدبّرانه امام عسكرى عليه السّلام در آگاهى دادن به شيعيان و فراهم ساختن زمينههاى لازم، اين اقدامات عباسيان را ناكام مىگذاشت. بدين ترتيب امام مهدى عليه السّلام پنج سال نخست زندگانيش را در زمان حيات پدرش بهطور پنهانى به سر برد و در طى اين مدت شمارى از شيعيان و وكيلان، چنانكه اشاره شد، با آن حضرت ديدار داشته و از نزديك با وى آشنا شدند. با رحلت امام عسكرى عليه السّلام غيبت حضرت مهدى عليه السّلام رسما آغاز شد و از آن پس به جز نائبان خاص كه از جانب امام عسكرى عليه السّلام و حضرت مهدى عليه السّلام به شيعيان معرفى مىشدند، كسى موفق به ديدار آن حضرت نمىشد مگر بنا به مصالحى، امام عليه السّلام چنين ديدارى را ضرورى مىدانست. آخرين بارى كه امام عليه السّلام در جمعى عمومى حضور يافت، زمانى بود كه جعفر، برادر امام عسكرى عليه السّلام خواست تا بر جنازه برادر نماز بخواند؛ اما امام مهدى عليه السّلام پيش آمده و او را از اين كار بازداشت. ابو الاديان خدمتكار امام عسكرى عليه السّلام، كه نامههاى ايشان را به شهرهاى ديگر مىبرد، در اينباره چنين مىگويد:
به خانه كه وارد شدم بدن امام عسكرى عليه السّلام كفن شده در داخل اتاق بود.
جعفر جلو آمد تا بر برادرش نماز بخواند؛ اما همينكه خواست تكبير
[١] - صدوق، همان، ص ٤٧٣- ٤٧٤.