اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٥٣
بين بردن آن حضرت و حتى جلوگيرى از ولادت وى بود كه امام عسكرى عليه السّلام در موارد چندى از آن خبر داده و اظهار داشته بود كه عباسيان درپى آن بودند تا پيش از به دنيا آمدن فرزندى براى آن حضرت، وى را به شهادت برسانند و سلسله امامت را منقطع سازند. اين امر به خوبى در اقدامات عباسيان، در كنترل و نظارت بر زندگانى و احوالات داخل خانه امام عسكرى عليه السّلام هم دانسته مىشود. شيخ مفيد در اين خصوص در شرح زندگانى امام دوازدهم عليه السّلام مىنويسد:
به دليل مشكلات آن دوران و جستجوى شديد سلطان وقت و كوشش بىامان براى يافتن آخرين حجت خدا، ولادت وى بر همگان پنهان ماند.[١]
در چنين شرايطى پنهان داشتن ولادت مهدى عليه السّلام كاملا توجيهپذير بود.
اهميت اين امر بهگونهاى بود كه از سالها پيش، امامان معصوم عليهم السّلام به آن اشاره داشته و در بيانات خود ضمن تذكر به مخفى بودن ولادت امام دوازدهم، علل آن را بازگو مىكردند. در اين خصوص روايات متعددى نقل شدهاند[٢] و از اين جهت مهدى عليه السّلام به حضرت موسى و حضرت ابراهيم عليهم السّلام تشبيه شده است كه ولادت آنان نيز پنهانى بود.[٣] در اين روايات علت مخفى بودن ولادت مهدى عليه السّلام چنين بيان شده:
تا بيعتى از طاغوتيان بر گردن او نباشد.[٤]
و از كشته شدن به دست دشمنان در امان بماند.[٥] توجه دادن به اين امر، در حقيقت در راستاى همان اهدافى بود كه امامان عليهم السّلام از طرح و بيان مسأله غيبت و وقوع آن، از سالها پيش از ولادت امام دوازدهم در نظر داشتند؛ يعنى زمينه
[١] - مفيد، الارشاد، ص ٣٤٥.
[٢] - ر. ك: نعمانى، الغيبه، ص ١٧٢؛ صدوق، كمال الدين، ص ٣٥٤؛ اربلى، كشف الغمه، ج ٣، ص ٣١٤ و حائرى يزدى، الزام الناصب، ص ٨٢.
[٣] - صدوق، همان، ص ٣٣٢ و ٣٤٠.
[٤] - همان، ص ٣٠٣.
[٥] - نعمانى، همان، ص ١٧٢- ١٧٣.