اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٥٠
به همين ترتيب و باتوجه به لزوم ايجاد آگاهى عمومى در شيعيان نسبت به مسأله امامت، امام عليه السّلام وجود فرزند خويش را كه جانشين او خواهد بود، به وكيلان خود خبر مىداد. احمد بن اسحاق كه به نام او اشاره شد يكى از همين وكيلان بود.
به همينگونه امام در مجلسى كه محمد بن عثمان عمرى وكيل خاص ايشان در سامرا، كه بعدها بهعنوان نائب خاص امام دوازدهم معرفى شد، حضور داشت در پاسخ گروهى از شيعيان به امامت فرزند خويش تصريح كرد.[١] همچنين محمد بن على بن بلال[٢] گفته است كه دو سال پيش از رحلت امام عسكرى عليه السّلام و بار ديگر سه روز پيش از رحلت، نامهاى از جانب آن حضرت به دستش رسيد كه از جانشين ايشان خبر مىداد.[٣] چنانكه از اين روايات و مجموع سخنان امام عسكرى در اين مسأله پيداست، آن حضرت علىرغم تأكيد بر وجود فرزندى براى خويش، از علنى و عمومى ساختن آن در سطح جامعه پرهيز مىكرد و فقط اين خبر را به اصحاب نزديك و مورد اعتماد و برخى وكيلان خود اطلاع مىداد.
عواملى كه موجب اتخاذ چنين شيوهاى از جانب امام گرديده بود همان عواملى بودند كه غيبت امام دوازدهم را توجيه مىكردند. عملكرد امام به وضوح بيانگر اين است كه عباسيان درصدد آن بودند تا از ظهور جانشين براى آن حضرت جلوگيرى كنند و ايشان را، پيش از آنكه داراى فرزندى شود به شهادت برسانند و بدين طريق سلسله امامت اهل بيت را منقطع سازند، چنانكه بارها براى به شهادت رساندن امام عسكرى عليه السّلام تصميم گرفته و وارد عمل شده بودند. چنين
[١] - همان، ص ٤٣٥.
[٢] - او يكى از اصحاب امام عسكرى عليه السّلام و چنانكه از اين روايت او برمىآيد، از وكيلان ايشان و در زمان غيبت نيز از وكيلان امام مهدى عليه السّلام بود كه در زمان نيابت نائب دوم، محمد بن عثمان عمرى به انحراف عقيدتى دچار شد و از جانب امام عليه السّلام مورد مذمت و نكوهش قرار گرفت. ر. ك: همين كتاب فصل چهارم.
[٣] - مفيد، الارشاد، ص ١٩٦ و صافى، منتخب الاثر، ص ٢٨٩.