اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٤٩
تربيتى و تعليمى ائمه عليهم السّلام دربر داشتند، در راستاى زمينهسازى در جامعه شيعه براى ورود به دوران غيبت بودند كه در دو بعد كلى صورت مىگرفت: نخست، ايجاد شرايط و آمادگى لازم براى دوران غيبت، باتوجه به اين امر كه وكيلان، طريق ارتباط با امام و يكى از مراجع مورد اعتماد هستند، محقق مىگرديد و ديگر مسأله، كه چه بسا اهميت بيشتر داشت، تبيين امر امامت و جانشينى فرزند امام عسكرى عليه السّلام و در عين حال تذكر به اين نكته بود كه او همان امام غايب خواهد بود. امام عليه السّلام باتوجه به نزديك بودن زمان غيبت و آگاهى از اينكه به زودى به شهادت خواهد رسيد و اين امر باتوجه به اقدامات عباسيان به منظور از بين بردن امام عليه السّلام كه به برخى از آنها اشاره شد، بهطور دقيق قابل پيشبينى بود، تأكيد زيادى بر اين داشت كه داراى فرزندى است كه جانشين او امام خواهد بود و سلسله امامت از طريق وى ادامه خواهد يافت. احمد بن اسحاق قمى مىگويد كه از امام عسكرى عليه السّلام چنين شنيده بود:
خدا را شكر مىكنم كه مرا از دنيا نبرد تا اين جانشين پس از خودم را به من نماياند. او در خلق و خوى و شمايل شبيهترين مردم به رسول خدا است ....[١]
او همچنين نقل مىكند كه روزى ديگر كه نزد امام رفته بود، پس از گفتگوى بسيار، درباره امام و جانشين بعد از ايشان پرسيده بود. امام عليه السّلام برخاست و به داخل اتاقى رفت و درحالىكه پسرى حدود سهساله را بر دوش داشت، بيرون آمد و فرمود:
اى احمد! اگر بزرگى تو نزد خدا و حجتهاى الهى نبود، اين پسرم را به تو نشان نمىدادم. او همنام و همكنيه رسول خدا است و زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد همانطور كه از ظلم و ستم پر شده باشد ....[٢]
[١] - صدوق، همان، ص ٤٠٩. بنا به روايتى كه على بن ابراهيم نقل مىكند حتى امام پيش از تولد فرزندش، خبر اين ولادت را به برخى شيعيان نويد مىداد.
[٢] - همان، ص ٣٨٤.