اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٤٤
دست سرداران تركنژاد بودند؛ ولى اين امر در بهبود وضعيت امام عليه السّلام مؤثر نبود و در نهايت به سال ٢٥٤ ق، با توطئه درباريان به شهادت رسيد.[١]
امام هادى عليه السّلام در طى دوران امامتش باتوجه به مشكلاتى كه به خصوص از دوران متوكل به بعد با آنها روبرو بود، تدابيرى خاص براى اداره جامعه رشد يافته و رو به گسترش شيعه به كار بست كه مهمترين آنها بهرهگيرى و تقويت بيش از پيش نظام وكالت بود. شيعيان در شهرهاى دور و نزديك به سر مىبردند و اداره آنان نيازمند ارتباط و تماس امام با آنها و بالعكس بود و اين تعامل بهويژه با شيعيانى كه در نواحى عراق، ايران، يمن، مصر و ديگر بلاد مىزيستند، جز با يك نظام گسترده وكالتى امكانپذير نبود. كسانىكه از طرف امام رضا عليه السّلام و امام جواد عليه السّلام بهعنوان وكيلان ايشان معرفى شده بودند اينك در زمان امام هادى عليه السّلام به كار خود ادامه مىدادند. آن حضرت افزون بر ايشان كسان ديگرى را نيز به وكالت تعيين مىكرد. كه وظيفه برقرارى ارتباط ميان امام و شيعيان را به عهده داشتند و سؤالات و مشكلات آنان را به امام عليه السّلام رسانيده، جواب و راهحلهايشان را برايشان مىبردند و در كنار آن به جمعآورى خمس و ارسال آن براى امام مىپرداختند. اينان در مسائل كلامى و فقهى نيز نقشآفرين بودهاند و در معرفى و تبيين امامت امام بعدى در منطقه خود موقعيت محورى داشتند. گاهى برخى از اين وكلا دچار انحراف مىشدند كه از طرف امام تكذيب و گاه كسان ديگرى جايگزين آنان مىشدند. نام شمارى از وكيلان امام دهم عليه السّلام در منابع ذكر شده است كه بسيارى از آنان، به جهت حسن عملكرد، مورد اطمينان و اعتماد واقع شده و در دوران امام عسكرى عليه السّلام نيز در مقام وكالت باقى ماندند[٢].
[١] - مسعودى، همان، ج ٤، ص ٨٤؛ ابن جوزى، تذكرة الخواص، ص ٣٦٢ و ابن صباغ مالكى، الفصول المهمه، ج ١٣، ص ٢.
[٢] - در اينباره نگاه كنيد به: جبارى، همان.