اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣٦
كتابهايى داشت كه از بين رفته، ولى از كتاب الغيبه او نام برده شده است.[١]
على بن مهزيار اهوازى نيز، كه از وكيلان امام نهم عليه السّلام و امام دهم عليه السّلام بود، دو كتاب به نامهاى الملاحم و القائم داشت.[٢] اين كتابها، چنانچه از نامشان پيداست، بايد حاوى مطالبى در موضوع مهدويت و غيبت بوده باشند؛ ولى از كتابهاى او اثرى در دست نيست.[٣] حسن بن محبوب سرّاد (م ٢٢٤ ق) در اثر خود، المشيخه، كه در موضوع غيبت است؛ رواياتى در اين زمينه آورده بود. برخى عالمان شيعه روايات او را در اين باب، نقل كردهاند.[٤] اما كتاب فضل بن شاذان نيشابورى[٥] (م ٢٦٠ ق) را كه وفاتش همزمان با آغاز غيبت امام عليه السّلام بود، مىتوان آخرين و شايد برترين اثرى تلقى كرد كه تا اين زمان توسط علماى اماميه در اين موضوع به نگارش درآمد. كتاب او با عنوان اثبات الرجعه به دست نيامده[٦]؛ ولى نسخهاى از گزيده آن، كه در سدههاى متأخرتر، از روى نسخه
[١] - جاسم حسين به اشتباه وى را واقفى مذهب دانسته است جاسم، حسين، ر. ك: تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ص ٢٩. درحالىكه ابراهيم بن صالح واقفى مذهب، شخص ديگرى مىباشد كه نجاشى او را از بنى اسد و از اصحاب امام هفتم و طوسى از اصحاب امام باقر عليه السّلام برشمرده است و او غير از ابراهيم بن صالح صاحب كتاب الغيبه است. تفرشى نيز بر اين نكته تأكيد كرده است و ر. ك: نجاشى، رجال، ص ١٥ و ٢٤؛ طوسى، رجال، ص ١٢٤ و ٤١٤ و تفرشى، نقد الرجال، ج ٢، ص ٣٢.
[٢] - نجاشى، همان، ص ٢٥٣ و طوسى، همان، ص ٢٦٥.
[٣] - نعمانى در باب مربوط به علامات قيام مهدى عليه السّلام برخى روايات او را به نقل از ابن عقده ذكر كرده است. ر. ك: الغيبه، ص ٢٦٦ و ٢٧٧.
[٤] - طوسى، همان، ص ١٢٢؛ تفرشى، همان، ج ٢، ص ٥٦. او از اصحاب امام كاظم عليه السّلام و امام رضا عليه السّلام بود و در عصر خود از اركان اربعه به شمار مىرفت. برخى روايات او را نعمانى ذكر كرده است. ر. ك: نعمانى، الغيبه، ص ٢١٩ و ٢٣٩ و ٢٧٩ و ٢٨٨.
[٥] - فضل بن شاذان نيشابورى از فقيهان و متكلمان بزرگ شيعه در عصر خود بود و برخى وى را از اصحاب امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام دانستهاند. طوسى، رجال، ص ٣٩٠ و ٤٠١ و نجاشى، همان، ص ٣٠٦.
[٦] - ر. ك: نجاشى، همان، ص ٣٠٧ و طوسى، همان، ص ٣٦١، نجاشى از كتاب ديگرى از او با نام الرجعه هم نام برده است.