اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣٥
اماميه برخى روايات وى را كه مبتنى بر اصول مذهب واقفيه و مخالف با مبانى اماميه نبود، در كتابهاى خود ذكر كردهاند، از جمله برخى روايات او در باب مهدويت و غيبت در كتابهايى كه بعدها توسط علماى اماميه نوشته شدند، نقل گرديده است.[١] اين كتابها در فاصله پنجاه سال پيش از آغاز غيبت امام دوازدهم نوشته شدند. همزمان با اين تأليفات كه واقفيان به اقتضاى مذهب خويش و براى اثبات مدعايشان به نوشتن آنها و گردآورى روايات مربوط به اين موضوع دست زدند، عالمان اماميه نيز براساس معيارهاى صحيح و گزينش روايات درست، كتابهايى را در همين موضوع و در راستاى تبيين عقايد صحيح تشيع و مقابله و جلوگيرى از انحرافات به رشته تحرير درآوردند و البته تأليف چنين كتابهايى، آنهم پيش از دوران غيبت و حتى ولادت امام دوازدهم عليه السّلام، حاكى از گستردگى روايات و اطلاعاتى است كه در اين موضوع در اختيار عالمان و محدثان شيعه قرار داشتند. از ميان علماى اماميه در همين زمان چند تن به تأليف كتابهايى در باب غيبت دست زدند. ابراهيم بن صالح انماطى كوفى، يكى از رجال موثق شيعه بود كه در زمانى نزديك به غيبت صغرى مىزيست و
[١] - نعمانى در كتاب الغيبه برخى روايات او را در باب مهدويت و غيبت به نقل از حميد بن زياد كوفى( م ٣١٠ ق) ذكر كرده است، اما به يقين نمىتوان گفت كه حميد بن زياد، كتاب الغيبه ابن سماعه را در اختيار داشته و يا از آن نقل كرده باشد. ر. ك: نعمانى، الغيبه، ص ٣٠ و ١٥٦ و ٢١١ و ٢٥٠ و ٣٠٨ و ٣٤٢ و ٣٤٦. حميد بن زياد نيز از چهرههاى شاخص واقفيه و داراى كتابهاى بسيارى بود. ر. ك: نجاشى، همان، ص ١٣٢. و چنانكه از روايات نعمانى برمىآيد، او كتابى داشته كه در آن رواياتى را در موضوع مهدويت و غيبت آورده بود و ابن عقده( در گذشته ٣٣٣ ق) از اين كتاب وى روايت كرده است.- ر. ك: نعمانى، همان، ص ١٠٠ و ١٨٤.