اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣٤٠
زمان خود به فراگيرى فنون ادبى همت گمارد و به زودى از شاعران پرآوازه زمان خود شد. او در كنار شعر و ادب، از دانشهاى ديگر زمانش مانند فلسفه بهره برد.
آگاهى او از اين دانشها به خوبى در اشعارش نمايان است.[١] ابن رومى به تشيع معروف بود، چنانكه ابو العلاء معرى درباره وى مىگويد:
بغدادىها ادعا مىكنند كه او شيعه (متشيع) است و در اينباره به قصيده جيميه او استشهاد مىكنند ...[٢]
برخى نيز وى را از شاعران امام حسن عسكرى عليه السّلام دانستهاند.[٣] سيد بن طاووس هم بر شيعه بودنش تصريح كرده است.[٤] با اين حال به نظر مىرسد كه تشيع ابن رومى، چنانكه از سخن علامه امينى برمىآيد تشيع زيدى باشد.[٥] و اشعارش خود بر اين امر دلالت دارد. اشعار ابن رومى را كسان زيادى روايت كردهاند[٦] و برخى در همان غيبت صغرى به گردآورى آنها همت گماردند.[٧] او در سال ٢٨٣ ق، با توطئه قاسم بن عبيد اللّه، وزير خليفه المعتضد، كه از زبان تند و بدگويىهاى وى در هراس بود، مسموم گرديد.[٨] بعضى درگذشت او را به سال ٢٧١ ق دانستهاند كه با شواهد موجود درست درنمىآيد.[٩]
[١] - امينى، همان، ص ٣٥.
[٢] - همان، ص ٣٩، به نقل از رسالة الغفران.
[٣] - ابن صباغ مالكى، الفصول المهمه، ص ٣٠٢ و شبلنجى، نور الابصار، ص ١٦٦.
[٤] - ابن طاووس، فرج المهموم، ص ١٣٢.
[٥] - امينى، همان، ص ٣٩- ٤٢.
[٦] - ر. ك: ابن النديم، الفهرست، ص ٢٣٥ و مرزبانى، معجم الشعراء، ص ٢٨٩ و ٤٥٣ و سيد مرتضى، امالى، ج ٢، ص ١٠١ و جاهاى ديگر.
[٧] - همان، ص ٢١٢ و ياقوت حموى، همان، ج ١، ص ٢٢٧.
[٨] - سيد مرتضى، همانجا؛ ابن خلكان، وفيات الاعيان، ج ١، ص ٣٨٦ و مسعودى، مروج الذهب، ج ٤، ص ٣٠١.
[٩] - ر. ك: امينى، همان، ص ٥٤.