اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣١
بسيارى از مسلمانان، به صورت يك باور عمومى و واقعهاى مسلّم و حتمى در آورده بود كه به وقوع آن ايمان داشتند. اين امر را مىتوان از بهرهبردارىهاى منفى برخى از فرقههاى منشعب از تشيع دريافت كه براى جلب توجه عمومى و جذب پيروانشان به مسأله غيبت تمسك جسته و بدان استناد مىكردند. از آغاز اولين انشعابات فرقهاى در تشيع، گروههايى ظهور مىكردند كه بهگونهاى به غيبت امام معصومى كه درگذشته بود و يا كسانى كه خود امامشان مىپنداشتند، قائل مىشدند تا از اين طريق بتوانند آراء و انديشههاى خود را محقق سازند و هواداران و پيروانى براى خود فراهم كنند و البته چه بسا برخى از مدعيان غيبت از صميم دل و ايمان قلبى و اعتقاد ناشى از برداشتهاى نادرست و درك ناصحيح از روايات منقول در باب غيبت چنين عقيدهاى را ابراز مىكردند. به نقل كتب فرقهشناسى، نخستين فرقهاى كه اظهار نمودند كه امامشان غايب گرديده است سبائيه، پيروان عبد الله بن سبأ بودند كه درباره امام على عليه السّلام، انديشههاى افراطى و غلوآميزى داشتند و حتى انكار امام نيز در باور آنان تأثيرى نبخشيد و در نهايت آن حضرت گروهى از ايشان را مجازات كرد.[١] آنان با شهادت امير المؤمنين عليه السّلام اعلام نمودند كه على عليه السّلام از دنيا نرفته، بلكه غايب شده و پيش از روز قيامت باز خواهد گشت و زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد و در حقيقت به غيبت و رجعت آن حضرت معتقد شدند.[٢] كيسانيه دومين فرقه منشعب از تشيع، و قائل به امامت
[١] - اشعرى، المقالات و الفرق، ص ٢٠٠ درباره حقيقت وجود عبد اللّه بن سبأ و پيروانش ر. ك:
عسكرى، عبد الله بن سبأ.
[٢] - اشعرى، مقالات الاسلاميين، ج ١، ص ٨٥، وى مىگويد: وقتى خبر شهادت امام على عليه السّلام به عبد اللّه بن سبأ در مدائن رسيد بانگ برداشت: اى دشمن خدا دروغ مىگويى، به خدا قسم اگر مغز سرش را در كاسهاى بياورى و هفتاد نفر عادل بر مرگ او گواهى دهند، سخنت را نمىپذيريم و يقين داريم كه او نمرده و كشته نشده و نمىميرد تا بر تمام زمين مسلط شود ....
شعرى، المقالات و الفرق، ص ٢٠٠ و نوبختى، فرق الشيعه، ص ٢٢.