اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣٠٤
را به شبهات ابن بشّار، در مسأله غيبت امام دوازدهم ذكر نموده است.[١] وفات وى پيش از سال ٣١٧ ق بود.
عبد الله بن جعفر حميرى (م حدود ٣١٠ ق)
وى را از اصحاب امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام دانسته[٢] و به وثاقت و عدالت ستودهاند. او در زمان خود پيشواى دانشمندان قم بهشمار مىآمد و مقام علمى او و جايگاهش در بين محدثان شيعه بسيار والا بود، بهطورى كه وقتى در سفرى، پس از سال ٢٩٠ ق به كوفه وارد شد، مورد استقبال كوفيان و عالمان شهر كوفه قرار گرفت و محدثان شهر براى استماع احاديث وى به نزد او مىرفتند.[٣]
حميرى ارتباط نزديكى با امام عسكرى عليه السّلام داشت و كتاب توقيعات او حاصل پارهاى مكاتبات وى با آن امام بود. وى جواب سؤالاتى را كه از امام دريافت كرده، در اين كتاب گرد آورده بود. در عصر غيبت، او با نائب خاص امام ارتباط نزديكى داشت و در مجلسى در حضور عثمان بن سعيد مسأله امامت بعد از حضرت عسكرى عليه السّلام را مطرح كرده درباره جانشين آن حضرت از وى سؤال نمود.[٤] حميرى همچنين با اصحاب ائمه عليهم السّلام در تماس بود و از بسيارى از بزرگان ايشان كسب علم مىكرد؛ بزرگانى چون ابو هاشم جعفرى، ابراهيم بن مهزيار اهوازى، احمد بن اسحاق قمى، محمد بن خالد طيالسى و بسيارى ديگر از محدثان و فقيهان، كه در زمره استادان و مشايخ وى قرار داشتند.
در ميان كتابهاى متعددى كه از وى نام برده شده كتاب الغيبه او جلب توجه مىكند. تأليف چنين كتابى در اوايل عصر غيبت، بسيار حائز اهميت و نشاندهنده
[١] - صدوق، همان، ص ٩٤- ١٢٦ و ٥١- ٦٠.
[٢] - برقى، رجال، ص ٥٩.
[٣] - نجاشى، همان، ص ٢١٩.
[٤] - طوسى، الفهرست، ص ٢٩٤ و نجاشى، همان، ص ٢١٩- ٢٢٠.