اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣٠٢
در همان مجلس، مسأله امامت و جانشينى حضرت مهدى عليه السّلام را براى او بيان كرد.[١]
از مكتب علمى ابو سهل، شاگردان فرهيختهاى بيرون آمدند كه از جمله آنان على بن اسماعيل پسر او، ابو الجيش مظفر بن محمد بلخى (م ٣٦٧ ق)، كه كتابى در باب امامت داشت و از استادان شيخ مفيد به شمار مىرفت، و ابو بكر محمد بن يحيى صولى (م ٣٣٥ ق) كه كاتب و اديبى مشهور بود، مىباشند. متكلمان بزرگ شيعه چون شيخ مفيد، سيد مرتضى و شيخ طوسى، با يك يا دو واسطه در زمره شاگردان ابو سهل قرار دارند و بديهى است كه آثار و تأليفات ابو سهل مورد استفاده علمى آنان واقع شده باشد.
تأليفات وى را بالغ بر ٤٠ كتاب و رساله دانستهاند كه به جز برخى نقل قولها، در كتب مؤلفين شيعه اثرى از آنها باقى نمانده است. كتابهاى وى بهطور عموم در ردّ اقوال و عقايد فرق مختلف شيعه بهويژه فطحيه، واقفيه و معتزله و پاسخگويى به شبهات آنها بود و از مهمترين اين كتابها، كتاب التنبيه و كتاب الاستيفاء، در موضوع امامت بودند؛ كتاب التنبيه از منابع خوب كلامى در اين باب محسوب مىشد و موردتوجه علماى شيعه قرار داشت. نجاشى مىگويد كه آن را نزد استادش شيخ مفيد خوانده و شيخ صدوق در كمال الدين و شيخ طوسى در كتاب الغيبه از اين كتاب نقل كردهاند.[٢] از مهمترين كتابهاى وى در ردّ واقفيه، كتابى در نقد آراى ابو الحسن طاطرى كوفى، رئيس اين فرقه در عصر غيبت بود.
اقوال كلامى ابو سهل، براى ساير علما و متكلمان پس از او حجيت داشت و به آنها استشهاد مىگرديد، از جمله علامه حلّى در كتاب انوار الملكوت و فاضل مقداد در ارشاد الطالبيين، به برخى آراى او متمسك شدهاند.[٣] او به سال ٣١١ ق درگذشت.
[١] - صدوق، كمال الدين، ص ٤٧٣ و طوسى، الغيبه، ص ٦٤.
[٢] - ر ك: طوسى، الفهرست، ص ٣١ و نجاشى، رجال، ص ٣١.
[٣] - دوانى، مفاخر اسلام، ج ٢، ص ٢٥٨.