اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٧٦
نيشابور
چنانكه اشاره شد تشيع در خراسان بهطور پراكنده در شهرهاى مختلفى چون نيشابور، سبزوار، سرخس و بلخ رواج داشت. نيشابور در ميان شهرهاى خراسان از موقعيت علمى ممتازى برخوردار بود و از مراكز عمده علمى اهل سنت محسوب مىشد. با اين حال حوزه علمى تشيع در اين شهر نقش فعالى ايفا مىكرد و اين امر بهويژه از آغاز قرن سوم هجرى به خوبى مشهود است. شاهد بر اين مطلب، وجود انديشمندان و عالمان نامدار شيعه است كه در اين زمان در شهر نيشابور مىزيستند و ارتباط مستمرى با امامان عليهم السّلام در عراق داشتند. همچنين از سوى ائمه عليهم السّلام پيوسته وكيلانى براى شيعيان نيشابور تعيين مىگرديد كه رابط ايشان با امام باشند. گذشته از اين وكيلان، نمايندگانى نيز از طرف شيعيان به عراق نزد ائمه عليهم السّلام فرستاده مىشدند تا مشكلات و مسائل علمى خود را مطرح كرده، پاسخ آنها را دريافت نمايند. حامد بن احمد بوسنجى نقل مىكند كه شخصى از اهالى بوزجان (از قريههاى نيشابور)، از جانب فضل بن شاذان نيشابورى مأمور شد تا نزد امام عسكرى عليه السّلام برود و پاسخ سؤالاتى را از ايشان بپرسد. ابو عبد اللّه شاذان نيشابورى نيز از كسانى است كه به حضور امام عليه السّلام رسيد.[١] همچنين علماى نيشابور براى حل اختلافاتى كه در پارهاى مسائل ميان آنها پيش مىآمد، با امام عليه السّلام مكاتبه مىكردند و در آنباره استفسار مىنمودند، از جمله در اختلافى كه ميان بعضى علما با فضل بن شاذان در برخى مسائل پديد آمده بود.[٢]
از عالمان برجسته نيشابورى در اين عصر، بايد به خاندان فضل بن شاذان نيشابورى اشاره كرد كه مدتى زعامت دينى اين شهر را داشتند. پدر فضل، شاذان
[١] - طوسى، اختيار معرفة الرجال، ذيل ترجمه فضل، ص ٥٣٨.
[٢] - همان، ص ٥٣٩.