اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٥٧
صغرى و از اواخر قرن سوم هجرى، تحول جديدى در شيوه فقاهتى شيعه پديد آمد و فقيهان روش خويش را در تدوين فقه و احكام شرعى تغيير دادند. در اين شيوه جديد، فقيهان شيعه به استخراج احكام از ميان روايات و احاديث دست زدند، به جاى اينكه به ذكر روايات در هر مسأله فقهى و استناد به آنها بسنده كنند، و بدين ترتيب فتواهاى شرعى فقيهان در هر باب جاى بيان روايات و احاديث فقهى را گرفت.[١] فقيهان به جاى روايت احاديث فقهى، به استنباط احكام از ميان روايات مىپرداختند و نتيجه آن را كه فتواهاى شرعى بود، بيان مىكردند.
اين شيوه، قدرت استنباط علمى فقيهان را در اين دوره كه دسترسى به امام ميسر نبود، تقويت مىنمود و از طرفى براى عموم مردم، كه از آگاهى علمى و درك فقهى كافى و بالا برخوردار نبودند، سودمند بود.
مكتب فقهى جديد كه مىتوان آن را فقه منصوص و يا به تعبير آية اللّه بروجردى، المسائل المتلقاة[٢] ناميد، نخستين بار توسط ابن بابويه (م ٣٢٩ ق) محدث بزرگ قمى، ابداع شد. وى فتواهاى خود را در رسالهاى براى فرزندش شيخ صدوق نوشت كه شيخ بسيارى از عبارات وى را در كتب فقهى خود، من لا يحضره الفقيه، المقنع، و الهدايه ذكر كرده است و پس از پدر همين شيوه را دنبال مىنمود.[٣] در ابتداى شكلگيرى مكتب جديد فقهى، فقيهان به جهت رعايت احتياط در بيان فتواها، عين الفاظ احاديث مربوط را مىآوردند و در واقع فتواهاى مذكور، همان روايات بودند؛ ولى بدون ذكر سند و انتساب آنها به امام.
مكتب فقهيى كه در اين عصر شكل گرفت به زودى در اوايل غيبت كبرى تكامل
[١] - همان، ص ٥؛ ابن براج، المهذب، مقدمه، ص ٢٣- ٢٤ و گرجى، تاريخ فقه و فقهاء، ص ١٢٥- ١٢٦.
[٢] - همان، ص ٤٧.
[٣] - همان.