اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٥٣
ردّ اقوال زيديان و معتزليان بوده[١]؛ ولى هيچيك از آثار وى به دست، نرسيده است. حسن بن موسى نوبختى نيز كه داراى تصنيفات متعددى بود، مجموعه كلامى خود را با نام الآراء و الديانات به رشته تحرير درآورد كه به اتمام نرسيد.[٢] ابن قبه رازى هم دو كتاب در باب امامت، به نامهاى الانصاف و المستثبت، در ردّ اقوال ابو القاسم بلخى، متكلم مشهور خراسانى نوشته بود.[٣] متأسفانه از تأليفات مكتب كلامى اين عصر آثارى به دست ما نرسيده است و كتاب الياقوت نوشته ابو اسحاق ابراهيم بن نوبخت نيز كه برجاى مانده، باتوجه به برخى شواهد از تأليفات قرن ششم هجرى مىباشد و نويسنده مذكور از خاندان نوبختى عصر غيبت نبوده است.[٤]
بههرحال مكتب كلامى اين عصر دستاوردهاى ارزندهاى داشت كه موجبات تكامل كلام شيعه را در آغاز غيبت كبرى فراهم ساخت. طبقه سوم متكلمان شيعه كه در رأس آنها شيخ مفيد قرار دارد در واقع شاگردان مكتب كلامى غيبت صغرى بودند، كه به اصلاح و تنقيح آراى كلامى متكلمان اين عصر پرداختند. از ميان آثار ايشان، بهخصوص تأليفات شيخ مفيد، مىتوان تا حدودى به آراى كلامى متكلمان اين عصر پى برد. در كتاب اوايل المقالات، شيخ مفيد به نقد برخى از آثار و اقوال نوبختيان مىپردازد. از آن جمله عقيده خاصى است كه درباره امام دوازدهم و جانشينى حضرت عسكرى عليه السّلام به ابو سهل نوبختى نسبت داده شده و برخلاف نظر اجماعى علماى شيعه است.[٥]
[١] - همان، ص ٣١.
[٢] - همان، ص ١٢١.
[٣] - نجاشى، همانجا.
[٤] - ر ك: ابو اسحاق ابراهيم بن نوبختى، الياقوت.
[٥] - ر ك: شيخ مفيد، اوايل المقالات، ص ٢١- ٢٥ و بعد از آن.