اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٤٥
امامت، كه بيشتر مطرح و مورد نزاع بود، نگاشته مىشد. بخش ديگر تأليفات را كتابهاى فقهى تشكيل مىدادند كه در آنها از ابواب مختلف احكام و فروع دين بحث مىگرديد. ردّيهها و جوابيههايى كه در پاسخ به شبهات و اشكالات مخالفان، و يا صاحبان ديگر فرق نوشته مىشد، قسمت ديگرى از تأليفات را در برمىگرفت. گذشته از اين دسته كتابها، كه توسط عالمان شيعه تحرير مىيافت و بهطور عمده در آنها به نقل روايات معصومين عليهم السّلام بسنده مىگرديد، پارهاى تصنيفات نيز تحت عنوان «اصل»، در همين دوران پديد مىآمد. اصل، به كتابهايى گفته مىشد كه مؤلف آن، مجموعهاى از احاديث را بهطور مستقيم از معصوم يا از كسى كه بىواسطه از معصوم شنيده بود، روايت مىكرد و در نوشتن آن از هيچ كتاب يا اثر ديگرى بهره نمىبرد، ولى اصطلاح «كتاب»، به نوعى از تأليفات اطلاق مىگرديد كه مؤلف هم آنچه را كه خود از معصوم شنيده بود و هم مطالبى را كه در كتابهاى ديگر فراگرفته بود، همراه با استدلالها و استنباطهاى عقلى و شرعى، ذكر مىكرد.[١] اصول مذكور به وسيله شاگردان ائمه عليهم السّلام نوشته مىشد و همين اصول پايه و اساس كتب حديثى، فقهى، تفسير و كلام شيعه را در ادوار بعدى تاريخ تشيع، تشكيل مىداد. از آنجا كه تعداد اين اصول ٤٠٠ عدد بود، به نام اصول اربعمائه معروف گشت.[٢] برخى از اين اصول هماكنون نيز موجود و در دسترس مىباشد. تعداد ساير كتب و رسالاتى كه توسط اصحاب ائمه عليهم السّلام و شيعيان، در طول دوران حضور ائمه عليهم السّلام به نگارش درآمد بالغ بر ٦٦٠٠ كتاب و رساله مىشد[٣] و بدين ترتيب جامعه شيعه در حالى به دوران غيبت وارد گرديد كه اندوخته علمى عظيمى از پيشينيان خود در اختيار داشت. كتابها و اصول تأليف
[١] - ر ك: قهپايى، معجم الرجال، ج ١، ص ٩ و وحيد بهبهانى، الفوايد الرجاليه، ص ٣٤.
[٢] - ر ك: ابن شهر آشوب، همان، ص ١٣ و تهرانى، الذريعه، ج ٢، ص ١٣١.
[٣] - امين، اعيان الشيعه، ج ١، ص ١٤٠.