اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٣٦
با اين حال ابن روح در همه موارد با كمال احتياط و هوشيارى عمل مىكرد. او از شركت در بحثها و مناظرات فرقهاى دورى مىجست تا از پيامدهاى سوء آنها در امان بماند، بهويژه كه در اين زمان برگزارى اين قبيل بحثها در كاخ ابن يسار، يكى از مقامات عالىرتبه دربار و از نزديكان خليفه المقتدر- مرسوم بود.
ابن روح در اين جلسات فقط بهعنوان مستمع شركت مىنمود و در صورتى كه مجبور به سخن گفتن مىشد بهگونهاى عمل مىكرد كه كسى به شيعه بودن وى شك نكند. او حتى خادم خود را كه عادت به ناسزاگويى به معاويه داشت، اخراج كرد.[١] بدين ترتيب او با به كارگيرى اين دو شيوه، به اداره امور و رهبرى شيعيان ادامه داد، و ليكن او نيز همانند نائبان پيشين با مشكلاتى روبرو بود و نفوذ فوق العادهاش در دربار، ناخواسته براى او گرفتارىهايى پديد مىآورد. در دربار عباسيان ميان دو خاندان آل فرات شيعه و آل جراح سنى مذهب، بر سر دستيابى به مقام وزارت پيوسته نزاع بود و اين درگيرىها بهطور ناخواسته ابن روح را نيز، كه رابطه نزديكى با بنى فرات داشت دربر مىگرفت، بهويژه اينكه درباريان درصدد اين بودند تا به نحوى به موقعيت وى صدمه زده از نفوذ وى بكاهند. در سال ٣١١ ق بهانهاى به دست خليفه افتاد تا ابن فرات وزير را پس از سه بار تصدى وزارت معزول كند. قضيه اين بود كه قرمطيان به كاروانى از حاجيان، كه عدهاى از وابستگان المقتدر در آن بودند، حمله كردند و چون ابن فرات وزير، شيعه بود او را متهم ساختند كه با قرامطه همكارى داشته و آنها را به اين كار تحريك كرده است. ابن فرات در سال ٣١٢ ق عزل شد و همراه پسرش به قتل رسيد.[٢] در همين زمان ابن روح نيز، به اتهام همكارى با قرمطيان دستگير و زندانى گرديد. او مدت
[١] - طوسى، همان، ص ٢٣٩.
[٢] - مسعودى، مروج الذهب، ج ٢، ص ٦٨٨.