اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٣١
بغداد، كه به تازگى مقر خلافت بدانجا منتقل شده بود، به سامرا بروند و خانه امام عليه السّلام را بازرسى كنند و هركسى را در آنجا يافتند به قتل برسانند. اين اقدام عملى گرديد، ولى آنان به هدف خود نرسيدند. گويا چند نفر از سربازان مذكور در ورود به خانه امام عسكرى عليه السّلام، حضرت مهدى عليه السّلام را ديده، ولى موفق به دستگيرى ايشان نشده بودند. پس از بازگشت، معتضد به آنها تأكيد كرد كه اين امر را مخفى نگه دارند.[١]
براى مقابله با وضعيت پيشآمده لازم بود تا امام عليه السّلام موضع شيعه را نسبت به حركتهاى سياسى به راه افتاده مشخص سازد و مسأله قيام قرمطيان در عراق، كه بيشترين تأثير را بر اوضاع جامعه شيعه داشت در اولويت قرار مىگرفت، لذا امام عليه السّلام در يكى از توقيعاتش موضع خود را نسبت به آنها ابراز نمود. ايشان در اين نامه درباره ابو الخطاب محمد بن ابى زينب صحبت كرده بود كه از غاليان زمان امام صادق عليه السّلام به شمار مىرفت و در درگيرى با نيروهاى عباسيان همراه عدهاى از پيروانش به قتل رسيد. پيروان او خطابيه خوانده مىشدند كه بسيارى از آنان، به امامت محمد بن اسماعيل قائل گرديدند و فرقهاى از اسماعيليه را به وجود آوردند[٢]. بدين طريق عقايد ابو الخطاب به اسماعيليان و قرمطيان منتقل شد و ظاهرا شخصيت او مورد توجه ايشان قرار گرفت. امام عليه السّلام درباره او چنين فرمود:
اما ابو الخطاب محمد بن ابى زينب، او و اصحابش ملعون هستند. با پيروان عقايد آنها همنشينى نكن كه من و پدرانم از آنها بيزاريم[٣].
علماى اماميه نيز در همين راستا حركتى علمى را آغاز كرده بودند و تأليفات متعددى از جانب ايشان در ردّ عقايد غاليان اسماعيليه و قرامطه نوشته شد.[٤] بدين
[١] - طوسى، الغيبه، ص ١٦٠ و راوندى، الخرائج و الجرائح، ص ٩٧.
[٢] - نوبختى، همان، ص ٦٨.
[٣] - صدوق، كمال الدين، ص ٤٨٥.
[٤] - از آن جمله كلينى محدث بزرگ كتابى در ردّ عقايد قرمطيان نوشته بود. طوسى، الفهرست، ص ٣٢٦.